برگردان به زبان ساده
میشد از طَرة او کام دل آسان دیدن
میتوانستی اگر خواب پریشان دیدن
هوش مصنوعی: میتوانستی با زیباییهای او به راحتی دلرباییها را ببینی، اگر خوابهای پریشان و آشفتهای نمیدیدی.
ما گذشتیم ز فکر سر و سامان چه کنیم
نتوان زلف ترا بی سرو سامان دیدن!
هوش مصنوعی: ما از فکر چارهجویی برای وضع و حالت خود گذر کردیم و حالا نمیتوانیم زیبایی مجنون گونهی موی تو را بدون هیچ نوع ترتیب و سامان ببینیم.
زدهای دستة گل بر سرو داغم چه کنم
بار بر خاطر دستار تو نتوان دیدن
هوش مصنوعی: دست گل خود را به سرم زدهای، حالا چه کار کنم؟ بار غم و درد را نمیتوانم از یاد تو پاک کنم.
غم ایّام چه بودی همه با من بودی
که پریشان بودن به که پریشان دیدن
هوش مصنوعی: غم روزها چه بود که همیشه با من بودی، چراکه بهتر است خودم پریشان باشم تا اینکه شاهد پریشانی دیگری باشم.
پاک شو از همه خواهش که توانی فیّاض
هر چه خواهی همه در آینة جان دیدن
هوش مصنوعی: از تمام خواستهها و تمایلات خود پاک شو، زیرا که اگر بتوانی بخشنده و فیاض باشی، آن چه را که میخواهی میتوانی در آینهی جان خود ببینی.