برگردان به زبان ساده
چه پای بستة تدبیرم بایدم بودن
که در قلمرو تقدیر بایدم بودن
هوش مصنوعی: من به خوبی باید در درون خود تفکر و تدبیر کنم، چرا که سرنوشت من از آنچه که در تقدیرم نوشته شده، میگذرد و باید با دقت و هوشیاری در این مسیر حرکت کنم.
قضا به چین جبین رد نمیشود هرگز
چه لازم است که دلگیر بایدم بودن
هوش مصنوعی: سرنوشت نمیتواند هرگز بر پیشانی من لکهای بگذارد؛ زیرا ضروری است که من دلتنگ و ناراحت بمانم.
دمی به خُلق خوشم روزگار نگذارد
دم نسیمم و شمشیر بایدم بودن
هوش مصنوعی: یک لحظه خوشی و خوشخلقی من، در این دنیا پایدار نخواهد بود. مانند نسیم ملایم، که گذراست، من نیز نیاز به قدرت و شجاعت دارم تا در این مسیر باقی بمانم.
پیاده در جلو غفلتم، کنون کز هوش
دو اسبه در پی نخجیر بایدم بودن
هوش مصنوعی: در جلوی غفلتم پیاده هستم، حالا که از هوش دو اسب در پی شکار هستم، باید مراقبتر باشم.
ز سرگرانی زلف تو درهمم چه کنم!
که بار خاطر زنجیر بایدم بودن
هوش مصنوعی: از بیتابی و پریشانی به خاطر موهای تو، چه کار باید بکنم! زیرا احساس سنگینی و زندانی بودن در دل را باید تحمل کنم.
چنان نرفت غم دوری رهم از یاد
که در تهیّة شبگیر بایدم بودن
هوش مصنوعی: غم دوری به قدری در ذهنم جا گرفته که حتی در تاریکی شب هم نمیتوانم آن را فراموش کنم و باید به آن فکر کنم.
کدام عیشِ جوانی، کدام عهدِ طرب!
که در تلافی آن پیر بایدم بودن
هوش مصنوعی: کدام لذتهای جوانی و کدام لحظههای خوشی وجود دارد که در عوض آن باید با پیری روبرو شوم و آن را تحمل کنم؟
چه غم ز قامت خم دیده، این امیدم بس
که در کمان هوس تیر بایدم بودن
هوش مصنوعی: نگران قامت خمیده خود نباش، زیرا به من امید میدهد که در کمان آرزوها، تیر وجودم را حفظ کنم.
ظهور درد دل من گذشت از آن فیّاض
که زیر منّت تقریر بایدم بودن
هوش مصنوعی: درد دل من از آن منبع بخشندهای گذشته است که باید زیر بار لطفش، خود را بیان کنم.