برگردان به زبان ساده
گرت هواست به هر نیک و بد به سر بردن
دلی چو آینه باید به دست آوردن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در مواجهه با خوبیها و بدیها دل خوشی داشته باشی، باید دلی پاک و مثل آینه داشته باشی.
به هرزه جان چه کَند کوهکن نمیداند
که روزی دگران را نمی توان خوردن
هوش مصنوعی: انسانی که بیهدف و بیهوده زندگی میکند، نمیداند که دیگران روزی در تلاشاند و به وقت خود به دستاوردهایی میرسند که او نمیتواند به آنها دست یابد.
به جانفشانی اگر ابروت اشاره کند
توان به دست اجل مفت جان به در بردن
هوش مصنوعی: اگر ابروهای تو اشاره کنند که جانم را فدای تو کنم، میتوانم به راحتی جانم را از چنگ مرگ نجات دهم.
ستم به حال دل دشمنان ستم باشد
دلی که دوست نداری چه باید آزردن!
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم به کسی که دشمن است ظلم کنیم، در واقع به دل خودمان ظلم کردهایم. چرا که دلی که برای او احساس محبت نداشته باشیم را چرا باید آزرده کنیم؟
به آب زندگی خضر کس نپردازد
به حسرت لب لعل تو تا توان مردن
هوش مصنوعی: هیچکس به آب حیات خضر دست نمیزند و آرزوی لبهای سرخ تو را نمیکند، مگر اینکه توانایی مردن را داشته باشد.
چه غم به معجزة نوح کار اگر افتد
که دامن مژهای میتوانم افشردن
هوش مصنوعی: اگر معجزهی نوح هم اتفاق بیفتد، چه غمی دارد؟ من میتوانم تنها با فشردن دامن مژهای در میان کارهایم را به انجام برسانم.
به گلبنم که نظر کردة خزان بلاست
گل همیشه بهارست ذوق پژمردن
هوش مصنوعی: وقتی به گلی که در پاییز و در معرض خطر است نگاه میکنم، حسی مانند زیبایی گل دائم بهار دارم، اما این زیبایی به معنای تحمل پژمردگی و اندوه نیز هست.
چنان طراوت گل ریخت موج بر سر هم
که در هوای چمن غوطه میتوان خوردن
هوش مصنوعی: موجها به قدری لطافت گل را در خود دارند که میتوان از هوای دلپذیر چمن لذت برد و غرق در آن شد.
چه میخوری غم دلگیری از فلک فیّاض
چو آبِ آینه شو دل نهادِ افسردن
هوش مصنوعی: آیا از غم و اندوه دل خود خوردهای؟ از آسمان بخشنده مانند آب زلال شفاف باش و دل خود را از غمها رها کن.