برگردان به زبان ساده
میتوان از زندگانی دست آسان شستن
لیک دست از دامن زلف تو نتوان داشتن
هوش مصنوعی: میتوان از زندگی به سادگی کنارهگیری کرد، اما نمیتوان از جذابیت و زیبایی تو فاصله گرفت.
زلف را گو فکر جمعیّت کند تا کی چنین
خود پریشان بودن و ما را پریشان داشتن
هوش مصنوعی: به او بگو تا چه زمانی میخواهد زلفهایش را به هم بریزد و ما را هم نگران و آشفته نگه دارد.
میتوان صد بار مردن هر نفس از درد او
لیک نتوان درد او محتاج درمان داشتن
هوش مصنوعی: شخص میتواند بارها به خاطر درد او بميرد، اما نمیتواند بپذیرد که این درد به درمان نیاز دارد.
جان اگر با من نسازد در غم او گو مساز
میتوانم من غمش در سینه چون جان داشتن
هوش مصنوعی: اگر جانم هم با من همکاری نکند و در غم او نغصتی نداشته باشم، میتوانم غمش را در دل و روح خود نگهدارم و به اندازه جانم احساسش کنم.
درد او فیّاض اگر درمان ندارد گو مدار
میتوان این درد را بهتر ز درمان داشتن
هوش مصنوعی: اگر درد او بیپایان است و درمانی برایش وجود ندارد، نگذار زندگیات را مختل کند؛ گاهی بهتر است که این درد را تحمل کنی تا اینکه بخواهی به درمان آن بپردازی.