برگردان به زبان ساده
ز مژگان چند چون ابر بهاران
سرشک لالهگون بارم چو باران
هوش مصنوعی: از چشمانم مانند باران بهاری اشکهای گُلگون میریزد.
به خاک کوهکن برمیفروزم
چراغ لالهای در کوهساران
هوش مصنوعی: در دشتهای کوهستانی، چراغی به مانند لاله میزنم تا شبها روشنایی داشته باشد.
خط سبزش مرا شوریدهتر کرد
جنون کهنه نو شد در بهاران
هوش مصنوعی: سبز بودن آن خط، احساسات من را بیشتر برانگیخت و دیوانگی قدیمیام در بهار تازه شد.
سمندش را به جولان خواهد آورد
بلند اقبالی این خاکساران
هوش مصنوعی: او به زودی اسبش را به حرکت در خواهد آورد و این نشاندهندهی آیندهای روشن برای این خاکساران است.
جدایی نو محبّ را بلایی است
به من در هجر او رحم است یاران
هوش مصنوعی: جدایی از محبوب تازهای که به زندگیام آمده، برای من درد و رنجی به همراه دارد و در این دوری، یارانم به من رحم میکنند.
کشاکش با تمنّای تو دارد
بنازم حسرت امّیدواران!
هوش مصنوعی: درگیری و کشمکش برای رسیدن به آرزوی تو، باعث میشود که به افرادی که امیدوار هستند، حسرت بخورم!
نگه را رخصت خونریزیی ده
قراری کردهای با بیقراران
هوش مصنوعی: نگاه خود را اجازهای برای خونریزی بده، چرا که تو با دلهای بیقرار برای آرامش توافق کردهای.
به مژگان تو در خنجر گذاری است
نگاهت آن سر خنجر گذاران
هوش مصنوعی: چشمان تو به مانند خنجری میماند که بر دلها میزند و نگاهت چنان است که گویا آن خنجری را به دست گرفتهای.
به غیر از خار خار دل نچیدم
گلی در آرزوی گلعذاران
هوش مصنوعی: جز درد و رنج در دل چیزی به دست نیاوردم و در انتظار عشقهای زیبا، گلی نمیبینم.
مرا در دوستداری عمر بگذشت
ندیدم دوستی زین دوستداران
هوش مصنوعی: عمر من به خاطر عشق سپری شد و هیچگاه دوستی مانند این دوستان را ندیدم.
نبیند تیره روز و روزگاری
چون من فیّاض کس در روزگاران
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا به بدبختی و سختی من نرسیده و همچنان کسى هم در زمانه نمیتواند به بخشندگی من باشد.