برگردان به زبان ساده
بر دل رقم حسرت جاهی نکشیدیم
از چشم فلک ناز نگاهی نکشیدیم
هوش مصنوعی: ما آرزوهای خود را بر دل نگذاشتهایم و از چشمان آسمان هم نخواستهایم که نگاه محبتآمیزی به ما بیندازد.
درخون نتپیدن گنه قاتل ما نیست
خود را به سر تیر نگاهی نکشیدیم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ما در درد و رنج ناشی از گناهی که مرتکب شدهایم، به خودزنی و آسیب رساندن به خود فکر نکردهایم و دلیلی برای این کار نمیبینیم. ما در حقیقت مسئولیتی بر عهده نداریم که خود را مجازات کنیم.
خود یک تنه در قلب عدو رخنه فکندیم
در چشم ظفر گرد سپاهی نکشیدیم
هوش مصنوعی: ما به تنهایی در دل دشمن نفوذ کردیم، بدون اینکه نیازی به لشکری برای پیروزی داشته باشیم.
گر جان نفشاندیم به پایت ز ادب بود
بر آینة حسن تو آهی نکشیدیم
هوش مصنوعی: اگر جان خود را فدای تو نکردیم، این به خاطر ادب و نزاکت ما بود. ما حتی در برابر زیبایی تو نیز آهی نکشیدیم.
صد کوه کشیدیم به دوش از همه کس لیک
از خرمن منّت پر کاهی نکشیدیم
هوش مصنوعی: ما بار سنگین و مشکلات زیادی را از دیگران تحمل کردیم، اما هیچ کمکی از کسی دریافت نکردیم و در این مسیر هیچ انتظاری به جز کم کمک جزئی نداشتیم.
آغوش به دوش و بر مهری نگشودیم
خمیازه به لعل لب ماهی نکشیدیم
هوش مصنوعی: ما برای استقبال از زیباییها آماده بوده و دلهای خود را گشاده نکردیم و حتی از زیباییها نیز با سهلانگاری گذشتیم.
از سستی طالع چه بگویم که به یک بار
دل بر سر راه چو تو شاهی نکشیدیم
هوش مصنوعی: از بدبودن سرنوشت چه بگویم، که تنها یک بار عشق را به سر راهی چون تو که در جایگاه پادشاهی هستی، نیاوردیم.
در جلوهگه ناز تو با حسرت بسیار
کم حوصلگی بود که آهی نکشیدیم
هوش مصنوعی: در حضور زیبایی تو، با وجود تمامی حسرتها و آرزوها، به خاطر کمتحملی خود نتوانستیم آهی بکشیم.