برگردان به زبان ساده
در طور فنا وعدة دیدار شنیدیم
این مژده ز لعل لب دلدار شنیدیم
هوش مصنوعی: در مسیر نابودی، ما نوید ملاقات را شنیدیم و این بشارت را از زیباییهای لب محبوب دریافت کردیم.
بی چشم درین نامه بسی مسئله خواندیم
بیگوش درین پرده بس اسرار شنیدیم
هوش مصنوعی: در این نامه بدون اینکه چشم داشته باشیم، مسائل زیادی را مطالعه کردیم و بدون اینکه گوش داشته باشیم، رازهای زیادی را شنیدیم.
ای فلسفیان مژده که در میکدة عشق
بوی قدمی از در و دیوار شنیدیم
هوش مصنوعی: ای اندیشمندان، خوشحال باشید که در محل عشق، بویی از حضور کسی را از گوشه و کنار حس کردهایم.
یک نغمة مستانه که بیپرده سرودیم
بس طعنه که از مردم هشیار شنیدیم
هوش مصنوعی: ما یک شعر شاداب و سرمستانه را بدون هیچ گونه حجاب و پردهای خواندیم، اما از افرادی که بیدار و هوشیار بودند، زخم زبانهای زیادی شنیدیم.
آزادگیی نیست چو پرواز به کامست
این زمزمه از مرغ گرفتار شنیدیم
هوش مصنوعی: آزادی هیچ چیز نیست، جز پرواز که دلخواه توست. این را از آواز پرندهای که در قفس گرفتار است، شنیدیم.
از بادة تحقیق به جامی خبری نیست
این نکته زمستان خبردار شنیدیم
هوش مصنوعی: از تحقیق و جستجو در پی حقیقت، چیزی به ما نرسید. این نکته را در فصل زمستان شنیدهایم.
کس راه به سر منزل تقدیر ندارد
در مدرسه این مسئله بسیار شنیدیم
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به راحتی به سرنوشتش دست یابد. در مدرسه، این موضوع را فراوان شنیدهایم.
از ما خبر عشرت گلزار چه پرسی!
ما نام گل از گوشة دستار شنیدیم
هوش مصنوعی: شما از ما دربارهی لذت و خوشی در گلستان چه میپرسید؟ ما فقط نام گل را از کنارهی دستار (دستمال) شنیدهایم.
آن حرف که منصور از آن بر سر دارست
موسی ز شجر، ما ز سر دار شنیدیم
هوش مصنوعی: حرفی که منصور بر سر چوبهدار بیان کرد، ما همان را از موسی درختان شنیدیم.
رازی که ازل تا به ابد کس نشنیدست
از یک مژه بر هم زدن یار شنیدیم
هوش مصنوعی: راز بزرگی که از زمان های دور تا همیشه کسی به آن پی نبرده، ما از یک حرکت چشم یار فهمیدیم.
طومار زبان هر چه ز بر داشت به تدریج
ما آن همه فیّاض به یک بار شنیدیم
هوش مصنوعی: هرچه به تدریج از زبان دیگران آموخته بودیم، در یک لحظه از این منبع بیپایان همه آن را شنیدیم.