برگردان به زبان ساده
یک عشوه از آن نرگس غمّاز ندیدیم،
تا جان هدف ناوک صد ناز ندیدیم
هوش مصنوعی: ما تا به حال هیچ عشوهای از آن نرگس فریبنده ندیدهایم، تا جان هدف تیرکمان را نازک باریک کرده باشد.
در عهد تو دنبالِ رخ مِهرفزایت
چشمی که به حسرت نبود باز ندیدیم
هوش مصنوعی: در زمان تو، هیچ چشمی که به حسرت به دنبالت باشد، دیگر باز ندیدیم.
بیهمنفسی بین که در این گلشن گیتی
در ناله فزودیم و همآواز ندیدیم
هوش مصنوعی: در این دنیاست که در میان تمام زیباییها و شادیها، ما به تنهایی و بدون همدم به ناله و اندوه پرداختهایم و همسازی با دیگران نیافتهایم.
چون تیره نباشیم که در مشرق طالع
یک صبحْ گریبان تو را باز ندیدیم!
هوش مصنوعی: اگر در تاریکی و بدبختی نباشیم، روزی را خواهیم دید که در آن صبح، به تو نگاه خواهیم کرد و گلبند تو را خواهیم دید.
آن بالِ فروریختهمرغیم که هرگز
در طالع خود جلوهٔ پرواز ندیدیم
هوش مصنوعی: ما مانند پرندهای هستیم که از آسمان سقوط کرده و هیچوقت نتوانستهایم زیبایی پرواز را در زندگیمان تجربه کنیم.
امنیتِ معمورهٔ عشق است که در وی
قفلِ درِ خلوتکدهٔ راز ندیدیم
هوش مصنوعی: عشق فضایی است امن و پر از آرامش که در آن خبری از قفل و محدودیتهای پنهان نیست.
عمریست که در حلقهٔ این غمکده، فیّاض!
سازی به جز از نالهٔ خود ساز ندیدیم
هوش مصنوعی: مدتهاست که در این دنیای غمانگیز، ای فیاض! چیزی جز ناله و گریهٔ خود را نتوانستهایم مشاهده کنیم.