برگردان به زبان ساده
جز داغ جفا بر دل مهجور ندیدیم
جز نقشِ پیِ شعله در این طور ندیدیم
هوش مصنوعی: ما جز زخم بیوفایی بر دلِ تنها چیزی ندیدیم، و جز ردِ آتش در این حال، چیزی را تجربه نکردیم.
موری به سلیمان ندهد صرفه درین ملک
در کشور می بازوی بیزور ندیدیم
هوش مصنوعی: موری که قدرتی ندارد، در این کشور قادر به ارائه چیزی به سلیمان نیست.
بس داغ که ناسوز نمودیم و درین باب
گرمی به جز از مرهم کافور ندیدیم
هوش مصنوعی: در این دنیا آسیبها و دردهای زیادی را تجربه کردهایم و در این شرایط، تنها چیزی که به ما تسکین میدهد، آرامش و لطافتی است که شبیه مرهمی برای آن دردهاست.
گفتیم شبی با تو برآریم و یکی صبح
در ناصیة بخت خود این نور ندیدیم
هوش مصنوعی: ما گفتیم شبی را با هم بگذرانیم و صبح روز بعد، در زندگی خود نشانهای از خوشبختی ببینیم، اما چنین نوری را ندیدیم.
فیّاض تو در صبح زنی غوطه ولی ما
در طالع خود جز شب دیجور ندیدیم
هوش مصنوعی: تو در صبح بهشتی غرق در نعمت و رحمت هستی، اما ما در سرنوشت خود جز شبهای تار و سخت را تجربه نکردهایم.