برگردان به زبان ساده
دل را به سر زلف تو دلدار سپردیم
شادیم که این مهره به آن مار سپردیم
هوش مصنوعی: دل را به زیباییهای موهای تو سپردیم و خوشحال هستیم که این احساس عشق و محبت را به آن موجود زشت سپردیم.
معماری ویرانه جز از سیل نیاید
معمورة دل را به غم یار سپردیم
هوش مصنوعی: ویرانی و خالی بودن دل، تنها با غم و اندوه موجود در آن قابل پر شدن است؛ ما دلمان را به خاطر عشق معشوق به درد و رنج سپردهایم.
آزادهدلان شور دل تنگ ندانند
این نغمه به مرغان گرفتار سپردیم
هوش مصنوعی: آزاداندیشان و دلهای سرفراز نمیدانند که ما این نغمهی دلنشین را به پرندگان محبوس تقدیم کردهایم.
داغ غم پنهان تو در پرده نسازد
این گل به کله گوشة اظهار سپردیم
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که در دل پنهان کردهای، نمیتواند در خوشی و زیبایی این گل دیده شود. ما این احساس را به گوشهای از وجودمان سپردهایم که دیگران از آن باخبر نشوند.
فیّاض شد آن شرط که دیگر نستانیم
آن روز که ما دیده به دیدار سپردیم
هوش مصنوعی: زمانی که در روز ملاقات به یکدیگر نگاه کردیم، آن عهد و پیمان به اندازهای رحمتزا و بخشنده شد که دیگر نمیتوانیم آن را فراموش کنیم.