برگردان به زبان ساده
بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کردهام
غصّهها حل کرده و در حلق مینا کردهایم
هوش مصنوعی: در محفل خوشی و لذت، به خاطر غمهای درونم، خود را آماده کردهام و ناراحتیها را کنار گذاشته و در جام میافکنم.
غیر شرح بیقراری نیست در طومار موج
ته بته این نامة سربسته را وا کردهایم
هوش مصنوعی: فقط احساس ناآرامی را میتوان در این نوشتهی پنهانی مشاهده کرد که آن را از دلی پر از شوق و اضطراب باز کردهایم.
ما ز خود گم گشته بودیم از تو تا بودیم دور
خویش را امروز در پیش تو پیدا کردهایم
هوش مصنوعی: ما از خودمان دور شده بودیم و وقتی از تو فاصله داشتیم، حالا که در کنارت هستیم، به حقیقت وجود خود پی بردهایم.
از غبار خاطر آزرده در گلزار عیش
مشت خاکی بی تو در چشم تماشا کردهایم
هوش مصنوعی: ما از غبار دلزده خود در باغ شادی، تنها با یاد تو و احساس تنهایی، به تماشا نشستهایم و فقط خاکی که یادآور توست را دیدهایم.
موجها هر یک به رنگی کام میگیرند از او
کشتی خود را سبیل راه دریا کردهایم
هوش مصنوعی: موجها هر کدام با رنگ خاصی به دریا نزدیک میشوند و ما کشتی خود را به عنوان راهی برای عبور از دریا آماده کردهایم.
خوشهبندیهای کام از کشت زار ما مجو
ما گیاه خویش را با برق سودا کردهایم
هوش مصنوعی: ما در تلاشیم تا از محصولات و برداشتهای خود به خوبی استفاده کنیم و نباید انتظار داشته باشیم که دیگران به ما کمک کنند. ما خودمان با انگیزه و تلاش، گیاهان و دستاوردهای خود را پرورش دادهایم.
شهپر پروازِ اوج همت ما کس نداشت
مشق بال افشانی این جلوه تنها کردهایم
هوش مصنوعی: ما هیچکس را در پرواز به اوج همت خود نداریم، تنها خودمان در این هنر بال افشانی و زیبایینمایی تلاش کردهایم.
با غُلوی سرکشیها دشمن از ما ایمن است
آتشیم اما به خس عهد مدارا کردهایم
هوش مصنوعی: چون سرکشیهایمان را مهار کردهایم، دشمن از ما در امان است. ما آتشین هستیم، اما به خاطر خس، صلح و مدارا را انتخاب کردهایم.
لذّت آوارگی کردیم تا بر خلق فاش
خضر را فیّاض سرگردان صحرا کردهایم
هوش مصنوعی: ما از آوارگی و بیخانمانی لذت بردیم تا اینگونه به مردم نشان دهیم که خضر، آن مرد دانا و فیاض، همواره در بینهایت بیقراری و سرگشتگی در صحرا زندگی میکند.