برگردان به زبان ساده
جمال شاهد رحمت فزاید از گنهم
که خال چهرة عفوست نامة سهیم
هوش مصنوعی: زیبایی معشوق به خاطر رحمتش بیشتر میشود، زیرا خال بر روی چهرهاش نشانهای از بخشش و عفو است.
به نقد هستی من سکّه فنا زدهاند
به ملک فقر کنون عمرهاست پادشهم
هوش مصنوعی: در زندگیام مانند سکهای که اعتبارش از بین رفته است، تنها فقر و نادانی باقی مانده و اکنون مدتهاست که تنها سلطنت من بر ویرانی و بیپولی است.
سرم به گنبد گردون فرو نمیآید
که در قلمرو دیگر زدند بارگهم
هوش مصنوعی: من به زودی تسلیم شرایط و مشکلات نمیشوم، زیرا در دنیای دیگر برایم تلاش و زحمت کشیدهاند.
عجب که تا به ابد هم رسم به منزل وصل
که عشق او ز ازل کرده است رو به رهم
هوش مصنوعی: عجب است که تا همیشه، رسم ملاقات و وصال برقرار است، زیرا عشق او از مدتها پیش آغاز شده و همیشه مسیرش رو به من است.
ز شرمگینی آن نازنین چنان خجلم
که در نظارة او آب میشود نگهم
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و حیا آن محبوب دلربا، به قدری خجالتزدهام که وقتی او را میبینم، چشمانم به احترام او به زمین میافتد و رنگ میبازد.
به پر شکستگی خویش الفتی دارم
که تنگنای قفس را به گلستان ندهم
هوش مصنوعی: من به شکافها و شکستگیهای وجود خویش عادت کردهام و به حدی آرامش و علاقه به آنها دارم که هرگز نمیخواهم تلخی این قفس را با زیبایی گلستان عوض کنم.
چنان ز خواب عدم جستم از ازل فیّاض
که تا ابد نتوانم نهاد دیده به هم
هوش مصنوعی: من از خواب عدم به طور فوقالعادهای بیدار شدم، به گونهای که تا ابد نمیتوانم چشمانم را ببندم.