برگردان به زبان ساده
ز چشمان تو راز خویش را بنهفته میخواهم
بسی ترسیدهام این فتنهها را خفته میخواهم
هوش مصنوعی: از نگاه تو میخواهم آنچه را که در دل دارم مخفی بماند، زیرا از این آشفتگیها بسیار ترسیدهام و دوست دارم آرامش را تجربه کنم.
ز بد گوییِّ دشمن راز دل پوشیده میدارم
ز دم سردی دی این غنچه را نشکفته میخواهم
هوش مصنوعی: به خاطر بدگوییهای دشمن، راز دلم را پنهان میکنم و از سردی وضعیت کنونی، تمایل دارم که این غنچه هنوز شکفته نشود.
ز مژگان قطرههای اشک را در دیده میدزدم
زرشک این گوهر شاداب را ناسفته میخواهم
هوش مصنوعی: از چشمانم اشک را میدزدم و میخواهم این مروارید شاداب را که هنوز درون لایههایش نگهداری نشده است.
سر زلفی پریشان کن که همچون روزگار خود
دو روزی خاطر ایّام را آشفته میخواهم
هوش مصنوعی: موهای پریشان خود را به هم بزن، زیرا من میخواهم مانند روزگار، این ایام را هم کمی آشفته کنم.
زبان چون غنچة سوسن به هم پیچیدهام فیّاض
مگر درد دل ناگفتنی را گفته میخواهم!
هوش مصنوعی: زبان من به مانند غنچهای است که بسته و گرهخورده است، سرشار از احساسات و افکار، اما نمیتوانم درد دل عمیق و ناگفتهام را بیان کنم!