برگردان به زبان ساده
بعد هزار غم اگر عشرتی آرزو کنم
خون جگر فشانم و در گلوی سبو کنم
هوش مصنوعی: بعد از هزاران غم و ناراحتی، اگر بخواهم لحظهای شادابی و خوشی را تجربه کنم، باید از درد و رنج خود بگذرم و آن را به شکل اشک و خون دل به یادگار بگذارم.
سوزن خار خار غم آمده در کفم کجاست
رشتة راهِ وعدهای تا جگری رفو کنم
هوش مصنوعی: سوزن و خارهای اندوه در دستانم است و نمیدانم کجا میتوانم رشتهای پیدا کنم تا بتوانم جگر دردم را درمان کنم.
روی نگاه با تو و پشت نگاه با رقیب
چند گل نظاره را در چمنت درو کنم!
هوش مصنوعی: با نگاهت دلم را شاد میکنی و وقتی به رقیب نگاه میکنم، نمیدانم چقدر از زیباییها را در کنار تو جمع کنم!
چون به فریب عشوهای گوشه چشم خم کند
جان هزار وعده را در تن آرزو کنم
هوش مصنوعی: زمانی که به جذابیت و نازکی خاصی با یک نگاه اغواگرانه اشاره میکند، تمام آرزوها و خواستههایم را برای رسیدن به او بیوقفه و چشمانتظار میسازم.
بهر طواف کوی او حرمت پاکدامنی
آب گهر فشارم و در گلوی سبو کنم
هوش مصنوعی: برای دور زدن کوی او حرمت و پاکدامنیام را مانند آب و گوهر فشرده میکنم و در گلویم جا میدهم.
زهرة آن نگاه کو تا به رخ تو بنگرم
طاقت آن دماغ کو کاین گل تازه بو کنم!
هوش مصنوعی: من با آن نگاه زیبا به تو مینگرم و آرزو دارم که بتوانم بوی این گل تازه را استشمام کنم.
بیهده فیّاض به من قصة خویش سر مکن
من نتوانم این قَدَر گوش به هرزهگو کنم
هوش مصنوعی: غیر از داستانهای خودت، بیهوده وقت من را نگیر. من نمیتوانم به حرفهای بیفایده گوش دهم.