برگردان به زبان ساده
چون به یاد زلف او اندیشه آرایی کنم
تارهای آه را بر لب چلیپایی کنم
هوش مصنوعی: وقتی به یاد موهای او فکر میکنم، دلم را با نالههایی شبیه به چنگالهای پر از غم پر میکنم.
شد چهل سالم به غفلت در مسلمانی بس است
اربعینی در سر زلف تو ترسایی کنم
هوش مصنوعی: من چهل سال را در غفلت و بیخبری سپری کردهام، ولی حالا تنها به یاد تو و زیباییهای وجودت میخواهم به نوعی راهی جدید در زندگیام پیدا کنم.
کی توان دادن به یک دل داد سودای ترا
همچو دل یک قطره خون را به که سودایی کنم
هوش مصنوعی: آیا ممکن است به یک دل عشق تو را بدهم؟ همچنان که نمیتوان یک قطره خون را به کسی دیگر سپرد، نمیتوانم دل خود را برای دیگران فدای سودای تو کنم.
در تماشا یک سر موی ترا شایسته نیست
چون نگه گر هر سر مو را تماشایی کنم
هوش مصنوعی: نگاه کردن به یک تار موی تو سزاوار نیست، چون اگر هر تار مویی را با دقت تماشا کنم، دلم را میبرد.
با عنایات ازل دشوارها دشوار نیست
گر تجلّی رو دهد من نیز موسایی کنم
هوش مصنوعی: با رحمتهای الهی، مشکلات دیگر سخت نیستند. اگر نور و تجلی divine خودش را نشان دهد، من هم مانند موسی کارهای بزرگ انجام خواهم داد.
از لب لعل مسیحا معجزت، کو نشئةیی
تا به بیماران بیدردی مسیحایی کنم
هوش مصنوعی: از لب زیبای مسیحا، معجزهای هست که بتوانم به بیماران بیدرمان کمک کنم تا به حالت سلامتی برسند.
در بغل گیرم شبی گر قد رعنای ترا
تا قیامت عشوه بر خوبان رعنایی کنم
هوش مصنوعی: اگر شبی تو را در آغوش بگیرم، تا ابد به خاطر زیباییات، به دیگران زیبایی را میآموزم و عشوهگری خواهم کرد.
جلوه هر دم میکند جای دگر حسن رخش
خویش را معذورم از دانسته هر جایی کنم
هوش مصنوعی: هر لحظه زیبایی چهرهاش در جایی تازه خود را نشان میدهد و من از این که نتوانم همیشه آن را درک کنم، عذرخواهی میکنم.
شمهای از لطف پنهان تو گویم آشکار
در تمنّای تو عالم را تمنّایی کنم
هوش مصنوعی: چیزی از محبت پنهان تو را به روشنی بیان میکنم؛ در آرزوی تو، تمام عالم را هم در آرزو میسازم.
میتوان آوارگی در گلشن از بویش فکند
میروم گل را مگر چون لاله صحرایی کنم
هوش مصنوعی: میتوانم از بوی خوش گلستان به آوارگی بپردازم و از آنجا بروم، شاید بتوانم مانند لالهای در دشت باشم.
یادِ همت میدهد فیّاض اندازِ خطر
کشتی خود را همان بهتر که دریایی کنم
هوش مصنوعی: یاد و خاطره تلاش و کوشش، به من میآموزد که به خطرات و چالشها توجه داشته باشم و بهتر است که کشتی زندگیام را به گل نزنم و با ریسک و امید بیشتری به دریا بروم.