برگردان به زبان ساده
وقت شد کز ستمت جامة جان چاک زنم
چاک بیداد تو در پیرهن خاک زنم
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده است که از ستم و ظلمی که بر من رفته، لباس جانم را پاره کنم و چاک این ناعدالتی را در زمین و خاک بزنم.
خون اندیشه ز سودای تو فاسد شده کاش
نشتر برق جنون بر رگ ادراک زنم
هوش مصنوعی: اندیشهام از عشق تو به هم ریخته و آلوده شده است. ای کاش میتوانستم با یک تیغ تیز، این جنون را از وجودم برطرف کنم و حالت درک و فهمم را دوباره به سامان آورم.
بسکه سودای تو پیچید به دل نزدیکست
برق آهی شده در خرمن افلاک زنم
هوش مصنوعی: چنان شوق و عشق تو در دل من پیچیده که نزدیک است دلی پر از ناله و آه مانند تیری به سوی آسمان پرتاب کنم.
می خونابة دل نشئة دیگر دارد
تا به کی غوطه به خون جگر تاک زنم
هوش مصنوعی: دل من در دریای اشک خویش غوطهور است و هر لحظه به یاد دردها و رنجها غمگینتر میشود. تا کی باید در این غم و اندوه تیر خورد و زخم دل را تحمل کنم؟
شیشة حوصه لبریز جنون شد پس از این
در بیطاقتیِ حلقة فتراک زنم
هوش مصنوعی: شیشهای که سرشار از دیوانگی است، حالا به این نتیجه رسیدهام که پس از این، باید از شدت بیتابی، به دور خودم بچرخم.
ای خوشا بخت که از سرمة خاک قدمت
آب بر آتش این دیدة غمناک زنم
هوش مصنوعی: خوشا به حال بخت من که از برکت خاک، قدمهای تو را طوری میچشم که به آتش اشکهای این چشم غمزدهام پایان دهم.
داغِعاجز کُشیم ورنه توانم فیّاض
لشکر شعله کشم بر صف خاشاک زنم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم بر دشمنان ضربه بزنم، با ناتوانی خودم میکشم، وگرنه میتوانم با قدرت و شجاعت، مانند سیلابی سهمگین بر آنها حمله کنم و آنها را به تاریکی برسانم.