برگردان به زبان ساده
میتوانم ای فلک گر دست بر ترکش زنم
از خدنگ نالهای در خرمنت آتش زنم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم قدرتی پیدا کنم، میتوانم با ضربهای به تیرکمانم صدا و نالهای از آتش در دامن تو ایجاد کنم.
یاد او در هجر گل میریزدم بی خارِ رشک
باده دُردآمیز بود اکنون من بیغش زنم
هوش مصنوعی: به یاد او در غم جدایی، عشق مانند گل در دل میرویید و حسادت نسبت به شراب دلانگیز را نداشتم. حالا من بدون هیچ تردیدی عشق ورزی میکنم.
میجهم گر چون سپند از آتش خود دور نیست
میکشم میدان که خود را خوب بر آتش زنم
هوش مصنوعی: اگر مانند سپند از آتش دور نیستم، خود را در میدان قرار میدهم تا خوب خود را بسوزانم.
دل مشبک گشت و ناراضی است میخواهم که باز
یک شبیخون دگر بر ناوک ترکش زنم
هوش مصنوعی: دل به شدت مضطرب و ناراضی شده و من میخواهم دوباره ضربهای دیگر به تیرکهایی که در گذشته بر دل زدهام، بزنم.
کار بر من تنگ دارد صحبت زاهد، کجاست
وسعت مشرب که می با ساقی مهوش زنم
هوش مصنوعی: صحبت زاهد برای من دشوار و محدود است؛ به دنبال جایی میگردم که بتوانم با ساقی زیبا، شراب بنوشم و از آزادی لذت ببرم.
آتش افسردهای دارد چراغان مجاز
کو حقیقت تا بغل بر شعلة سرکش زنم
هوش مصنوعی: شادابی و نورانیبودن که در تاریکی وجود دارد، میتواند نشاندهنده حقیقتی باشد که به سختی قابل دسترسی است. من میخواهم با شجاعت و شور، به آن حقیقت نزدیک شوم و آن را در آغوش بگیرم، حتی اگر این تلاش، ریسکآمیز باشد.
یا صمد دارد به لب فیّاض و در دل یا صنم
آتشی خواهم درین گبر مسلمان وش زنم
هوش مصنوعی: یا خداوند بزرگ، بر لبهایش چشمهای سرازیر است و در دلش، یا محبوبی وجود دارد. من در میان این مسلمانان، آتشی میخواهم روشن کنم و شعلهور شوم.