برگردان به زبان ساده
ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانم
تو با من دشمنی لیکن ترا من دوست میدانم
هوش مصنوعی: من میدانم که تو به سمت دشمن بدخواه متمایل هستی و با من دشمنی، اما من تو را دوست میدانم.
نمیدانم گره بر رشتة کارم که زد اما
کلید چارهام آن گوشة ابروست میدانم
هوش مصنوعی: نمیدانم چه بر سر کار من آمده است، ولی میدانم که راه حل مشکل من در آن گوشه ابرویت نهفته است.
نه از ساقی نصیب من همین پیمانة خونست
دل پیمانه هم پرخون ز دست اوست میدانم
هوش مصنوعی: از ساقی فقط همین پیمانه پر از خون نصیب من شده است و میدانم که این دل هم به خاطر او پر از خون است.
عجب دارم اگر آمیزشی با او توانم کرد
که نازش زودرنج و غمزهاش بدخوست میدانم
هوش مصنوعی: متعجبم اگر بتوانم با او رابطهای برقرار کنم، چرا که میدانم ناز و ظرافتش باعث حساسیت و رفتارهای ناخوشایندش میشود.
نمیدانم دل گمگشته را آخر چه پیش آمد
ولی در حلقة آن طرّة جادوست میدانم
هوش مصنوعی: نمیدانم چه بر سر دل سرگردان آمده، اما میدانم که در دام آن، چیزی سحرآمیز وجود دارد.
نمیافتد به من تشریف شادی ای رفیق من
اگر تا پا نیفتد تا سر زانوست، میدانم
هوش مصنوعی: دوست من، شادی و خوشحالی به من نمیرسد، چون میدانم که این احساس تا زمانی که به پایان نرسد و به عمق وجودم نرسد، نمیتواند به من دست یابد.
مگو فیّاض از زاهد که با من در نمیگیرد
تو او را مغز و من او را سراسر پوست میدانم
هوش مصنوعی: نگو که اهل زیادهخواهی و ثروتاندوزی از زاهد و پارسایی که با من همصحبت نمیشود. من او را درونمایهای بدون عمق میبینم و خود را تماماً کران و ظاهر او میدانم.