برگردان به زبان ساده
هزاران منزلم طی گشت و من در اولین گامم
بود پیدا از آغازم که پیدا نیست انجامم
هوش مصنوعی: سالها در مسیر زندگیام پیش رفتهام و با این حال در همان ابتدا هنوز در حال جستوجو هستم. از ابتدا به خوبی میدانستم که مقصد نهاییام را نمیتوان مشخص کرد.
مرا به پاره کردن جامه عرت به بد نامی
که تنگ آمد لباس نیکنامیها به اندامم
هوش مصنوعی: من را به خاطر اینکه لباس نیکی به تن ندارم، به بدنامی و عریانی محکوم میکنید، در حالی که این لباسهای نیک نامی به من زار و تنگ آمدهاند.
ستم باشد به زهر آغشتن لب در عتاب من
تو کز تحریک ابرویی توانی داد دشنامم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر به من ظلم کنی و به زهر لبهایت من را آزار دهی، به خاطر اینکه فقط یک ابرو بالا بیندازی، میتوانی باعث شوی که من به تو بد و بیاحترامی کنم.
تکلف ترک آدابست ارباب محبت را
همینم بس که گاهی بیتکلف میبری نامم
هوش مصنوعی: در دوستی، لازم نیست که همیشه به آداب و تشریفات توجه کرد. برای من همین کافی است که گاهی بدون هیچ گونه رسمی و تکلف، نامم را به زبان بیاوری.
ترا بر خاطر آیینه گردی تازه میبینم
بگو ای روز روشن چون نباشد تیره ایامم!
هوش مصنوعی: ای آینه، تو که همواره درخشان هستی و تصویر جدیدی از من ارائه میدهی، بگو چرا باید روزهای روشن را ببینم در حالیکه ایام من به شدت تیره و ناامیدکننده است؟
فریب سوختن زآن شعله خوردم لیک میدانم
که چون خاکستر پروانه آخر میکند خامم
هوش مصنوعی: من از شعلهای که مرا میسوزاند فریب خوردم، اما میدانم که سرانجام مانند خاکستر پروانه، خام و بیخبر از دنیا میروم.
ز کف فیّاض دادم دامن وصل محال او
چه سان نومید ننشینم که عنقا جسته از دامم
هوش مصنوعی: از دستان پر بار خود، دامن وصال او را به دست نیاوردم. چگونه میتوانم بیامید بنشینم در حالی که عنقا (پرندهای افسانهای) از چنگم رسته است؟