برگردان به زبان ساده
ز داغ لاله چشم آمد به داغم
ز بوی گل پریشان شد دماغم
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر داغی که از لاله به دل دارم، تحت تاثیر قرار گرفته و بوی گل باعث شده حالم خراب شود.
گل امید از بالندگیها
نگنجد تنگ در آغوش باغم
هوش مصنوعی: گل امید از شکوفاییها و رشدهایش نمیتواند در آغوش محدود باغم جا بگیرد.
چه خصمی بود بادردم دوا را
که مرهم شد سَبَل در چشم داغم
هوش مصنوعی: چه دشمنی بود که به جای درمان، برای درد من، سَبَل (پوشش) شد و دردی را که بر چشمانم میسوزاند، تسکین بخشید؟
درین گمگشتگی ترسم که گیرند
ز آواز پر عنقا سراغم
هوش مصنوعی: در این آشفتگی و سردرگمی، نگرانم که صدایم را بشنوند و به جستجوی من بیفتند.
شبم پروانه بلبل بود در بزم
که کرد این روغن گل در چراغم؟
هوش مصنوعی: در شب، پروانهای که شبیه بلبل بود، در میهمانیام حضور داشت. حالا میپرسم این روغن گل که در چراغم ریخته شده، چه تأثیری بر من داشته است؟
تو دیر آیی و ترسم بادة عمر
نمیباقی نماند در ایاغم
هوش مصنوعی: تو به آرامی و به تاخیر میرسی و من نگرانم که دیگر از عمرم چیزی باقی نمانده باشد تا بتوانم منتظر تو بمانم.
چه منت از هما فیّاض کز بخت
به سر بس سایبان پرِّ زاغم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به خوبی نشان میدهد که از سرنوشت و بخت خود راضی نیست و خوشحال نیست. او به سایبان و پناهگاهی اشاره میکند که به جای چیزی زیبا و خوشایند، فقط سایهی سیاهی دارد. این بیانگر ناامیدی و نارضایتی او از زندگی و تقدیرش است.