برگردان به زبان ساده
بیرحمی بالای زبر دست تو نازم
کافر دلی چشم سیه مست تو نازم
هوش مصنوعی: من به بیرحمی و قدرت تو افتخار میکنم، و به دل بیباختگیات که چشمان سیاه و مستی دارد، ناز میکنم.
خون ریخته تا دامن صحرای قیامت
این زخم که بر من زدهای، دست تو نازم!
هوش مصنوعی: هرچند که زخم عمیقی بر من زدهای، اما من به خاطر آنچه که تو به من دادهای، حتی در سختترین شرایط، به تو افتخار میکنم و از تو قدردانی میکنم. خونهایی که ریخته شدهاند، نشان از عظمت و اهمیت این لحظه دارد.
دوران چو تو یک ترک کماندار نداری
صیدی چو من انداختهای، شست تو نازم!
هوش مصنوعی: در زمانهای که تو مانند یک کماندار ترک نیستی، من هم صیدی همچون خودم را به دام انداختهام. بر ناز و زیبایی تو، آفرین میزنم!
با آنکه ز هم نگسلد آمد شد لطفی
آن چین به جبین ریزی پیوست تو نازم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه نمیتوانیم از هم دور شویم، اما آن لطفی که آن چینهای موی تو بر پیشانیات ریخته است، به تو زیبایی خاصی داده و من به آن زیبایی مینازم.
فیّاض باین عجز شدی صید وی آخر
انداز بلندِ نظرِ پست تو نازم
هوش مصنوعی: با وجود این که در کارهای تو نقص و ضعف وجود دارد، اما من به تو افتخار میکنم و به خاطر نگاه بلند و قوی تو نسبت به چیزهای کمتر ارزشمند، تو را تحسین میکنم.