برگردان به زبان ساده
بلبل عشقم که چون با شوق دمساز آمدم
ریختم بال و پر و آنگه به پرواز آمدم
هوش مصنوعی: من به عشق و شوقی که دارم مانند بلبل سرزنده هستم. وقتی که به این احساس نزدیک شدم، همه محدودیتهایم را کنار گذاشتم و آماده پرواز شدم.
بحر مالامال دردم و ز دل پر اضطراب
اینک از موج نفس خمیازه پرداز آمدم
هوش مصنوعی: من در دریا و اقیانوسی از درد غرق شدم و از دل پر از نگرانی، اکنون با نفسهای عمیق و خستهکنندهام به سمت تو میآیم.
آتش شوقم سپند بیقراری کرده بود
ز آن به بزم دوستان بیبرگ و بیساز آمدم
هوش مصنوعی: عشق و هیجان من به قدری شدت گرفته بود که مانند آتش در دل میسوزد، به همین خاطر به مهمانی دوستانم آمدم، بدون هیچ گونه تزیین و ساز و آواز.
آب رویم خاک اگر بر سر کند از غم رواست
کز در بیطاقتی خود رفته خود باز آمدم
هوش مصنوعی: اگر آب روی من را به خاک بپاشند، از غم ناراحت نیستم، چرا که به خاطر بیتابی خودم، دوباره به خودم برگشتهام.
ضعف هجرانم زمینگیر غریبی کرده بود
با پر و بال نفس آخر به پرواز آمدم
هوش مصنوعی: عشق و دوری مرا به شدت ناتوان کرده بود، اما در نهایت با تمام تلاشها و ناامیدیهایم، توانستم به آسمان پرواز کنم.
روی گردون میخورد سیلی ز استغنای من
بینیاز عالمم تا بر سر ناز آمدم
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند مانع من شود و من از همه چیز بینیازم، چرا که با عشق و فخر به دنیا آمدهام و احساس میکنم که شایستگی خاصی دارم.
کس ز تبریزم برون فیّاض ناوردی به زور
من ازین کشور برون بر عزم شیراز آمدم
هوش مصنوعی: هیچ کس نتوانسته از تبریز با نیرویی که من دارم، به جایی دیگر برود و من با اراده خودم از این سرزمین خارج شدم و به سمت شیراز آمدم.