برگردان به زبان ساده
بسی بگریستم کان شوخ را تندی ز خو بردم
ز سیل گریة بیاختیار آبی به جو بردم
هوش مصنوعی: زیاد گریه کردم زیرا آن جناب با رفتار تندش من را تحت تاثیر قرار داد و از شدت گریه، مانند سیلابی که به طور ناگهانی به راه میافتد، آب به جو (رودخانه) منتقل کردم.
به تحریک هزار اندیشه آه نارسایی را
ز سینه تا به لب آوردم و آخر فرو بردم
هوش مصنوعی: به خاطر هزاران فکر و خیال، آهی که در دل داشتم، تا لبهایم آمد و در نهایت دوباره درون خودم نگهش داشتم.
متاع دین و دنیا را نبود آن اعتبار آخر
برای خاک کویش تحفه، مشت آبرو بردم
هوش مصنوعی: متاع دین و دنیا ارزشی ندارد، زیرا در نهایت برای خاک آن کوی، من تنها آبرویم را به همراه آوردهام.
شدم خواهی نخواهی عاقبت قربان ناز او
بسی برد از من او لیکن من این نوبت ازو بردم
هوش مصنوعی: به ناچار و بیمیل، در نهایت به خاطر زیبایی و جذابیت او قربانی شدم. او بارها من را تحت تأثیر قرار داده و احساساتم را به بازی گرفته، اما در این مرحله من توانستم از او چیزی بگیرم.
نهادم عاقبت فیّاض بر دل بار بدنامی
به دوش خویش تا کوی ملامت این سبو بردم
هوش مصنوعی: به ناچار بار سنگینی از بدنامی را بر دوش خود حمل کردم و با اعتماد به نفس به سوی جایی که به خاطر انتقاد و سرزنش معروف است، رفتم.