برگردان به زبان ساده
کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم
بگو حرفی که تا چون خط به گرد آن دهان گردم
هوش مصنوعی: با چشمان زیبا و فریبندهات ضربهای به قلبم بزن تا عشق را نشان دهم. فقط بگو کلمهای که باعث شود من مانند خطی دور لبهایت بچرخم.
زبان بسته تا تقریر شرح بیقراری کرد
چو حرف شکوه میخواهم که بر گرد زبان گردم
هوش مصنوعی: زبانم در بیان درد و ناتوانیام بسته است، اما وقتی که میخواهم از ناله و شکایت بگویم، به دور زبانم میچرخم.
تو چون سرو روان از پیش من رفتی و میخواهم
ز خجلت آب گردم تا به دنبالت روان گردم
هوش مصنوعی: تو مثل درخت سرو از پیش من رفتی و من از خجالت آرزو دارم که به صورت آب درآیم تا بتوانم دنبالت بروم.
درین دریای خون کز هیچ سوره بر کنارش نیست
دلی خواهم که چون گرداب دایم بر میان گردم
هوش مصنوعی: در این دریاى خون، که هیچ سورهاى در کنارش وجود ندارد، دلى مىخواهم که مانند گرداب، همیشه در میان آن بچرخد.
امیدم پیر شد در وعدهگاه انتظار او
کجا شد وعدة دیگر که باز از نو جوان گردم
هوش مصنوعی: امیدم به انتظار او که سالها پیر شد، دیگر کجا رفته است وعدهای که باعث شود دوباره جوان شوم.
چنین نامهربانیها که من دیدم عجب نبود
که با من مهربان گردد اگر نامهربان گردم
هوش مصنوعی: من چیزهای عجیبی از بیمحبتیها دیدم و شگفتزده نیستم اگر روزی کسی که با من مهربان بوده، ناگهان بیرحم شود.
خیالی گشتهام در ناتوانیها از آن ترسم
که ناگه از نظرگاه سر تیرت نهان گردم
هوش مصنوعی: به خاطر ناتوانیهایم، مثل یک خیال بیفایده شدهام و از این ترس دارم که ناگهان از تیر نگاه تو پنهان شوم.
به او رنگی ندارد گریة خونین من فیّاض
به پیش غم گر از هر تار مژگان خونفشان گردم
هوش مصنوعی: گریهی خونین من برای او اهمیتی ندارد، حتی اگر از هر تار مژگانم اشک بریزم و به پیش غم بیفتم.