برگردان به زبان ساده
چون بر ابرویش نظر اندختم
تیغ او دیدم سپر انداختم
هوش مصنوعی: وقتی به ابروهایش نگاه کردم، تیغی را دیدم که باعث شد من از خودم دفاع کنم و به حالت تسلیم درآمدم.
هر نظر کز دوست بر غیری فتاد
آن نظر را از نظر انداختم
هوش مصنوعی: هر نظری که از طرف دوست به دیگری بیفتد، آن را از ذهنم دور کردهام.
تا به کام دل توان پرواز کرد
صد گره بر بال و پر انداختم
هوش مصنوعی: برای رسیدن به خواستهام باید سختیها را پشت سر بگذارم، چرا که بارها با مشکلات روبهرو شدهام.
بهر آن بیخانة در عمرها
خویشتن را دربدر انداختم
هوش مصنوعی: به خاطر کسی که هیچ جا ندارد، در طول زندگیام همیشه خودم را در مشکلات و بیسرپناهی گرفتار کردهام.
مجلس فیّاض دل را تیره داشت
خویش را جای دگر انداختم
هوش مصنوعی: در محفلی که به دل و احساسات من نمیپرداخت، خودم را به جایی دیگر منتقل کردم.