برگردان به زبان ساده
تا چند ز بیداد تو خونین جگر افتم
چون نقش پی خویش به هر رهگذر افتم
هوش مصنوعی: چندین بار باید از ظلم و ستم تو رنج بکشم و دلخون شوم؟ مثل نقش و نگاری که بر روی زمین میافتد، در هر راهی که میروم، نشانانداز من خواهی بود.
از جور تو نزدیک بدان شد که سراپای
خون گردم و یک قطره ز مژگان تر افتم
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم تو به جایی رسیدهام که تمام وجودم داغ و زخم شده و حتی یک قطره اشک از چشمانم نمیریزد.
در دیده اگر جای دهد خصم عذابست
آن به که رقیبان ترا از نظر افتم
هوش مصنوعی: اگر دشمن در چشمانش تصوری از عذاب داشته باشد، بهتر است که رقبا تو را از دیدش دور کنند.
تا ره به سرا پردة سیمرغ توان یافت
چون پرتو خورشید چرا دربدر افتم!
هوش مصنوعی: برای رسیدن به منزلگاه سیمرغ، باید تلاش کرد و خود را به نور خورشید نزدیک کرد. چرا باید در بیراههها گام برمیدارم؟
وقت است که چون غنچه ز ابرام تو فیّاض
از پیرهن تنگ صبوری به در افتم
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده است که همچون غنچهای از بارش محبت تو، با شوق و سرزندگی، از لباس تنگ صبر بیرون بیایم و به آزادی بپیوندم.