برگردان به زبان ساده
مرد عشقم گرچه خود را در هوس پیچیدهام
شعلة سوزندهام در خار و خس پیچیدهام
هوش مصنوعی: عشق من، هرچند که در آرزوها و خواستههای زیادی گرفتار شدهام، اما همچنان شعلهای سوزان هستم که در میان خار و علفها پنهان شدهام.
من نسیمم، بوی گل حسرتکش آغوش من
گردباد آسا چرا در مشت خس پیچیدهام!
هوش مصنوعی: من مانند نسیمی هستم، با بویی از گل که حسرت را در دل دارد. چرا مانند گردبادی نمیتوانم آزادانه بگردم و در چنگال علفها گرفتار شدهام؟
روح برگردِ سر صیّاد در پرواز ماند
مشت بالی را عبث من در قفس پیچیدهام
هوش مصنوعی: روح من در حال پرواز است، اما به دام صیاد افتادهام و مانند پرندهای با بالهایی که مهر و موم شدهاند، بیهوده در قفس گرفتار ماندهام.
راه بیرون شد نمییابم ازین دیر نگون
نالهام در سینة تنگ جرس پیچیدهام
هوش مصنوعی: من نمیتوانم راه خروج را پیدا کنم، در این دیر ویران، نالههای من در سینهام به شدت پیچیده شده است.
تیره بختم ورنه با بازوی قدرت در هنر
پنجة خورشید را صد ره به پس پیچیدهام
هوش مصنوعی: اگر تقدیر من ناخوش نبود، میتوانستم با قدرت و مهارتم، خورشید را از جا در آورم و بارها آن را به پشت خود بپیچم.
یک نفس وارست باقی در تن و من چون حباب
خویش را دانسته در این یک نفس پیچیدهام
هوش مصنوعی: در یک لحظه، من همچنان زندگیم را در این جسم و وجودم حفظ کردهام و مانند حبابی میدانم که در این یک لحظه خود را در آن پیچیدهام.
کردهام نالیدنی فیّاض کز بیطاقتی
گریه در مژگان ناز دادرس پیچیدهام
هوش مصنوعی: من از شدت بیتابی و ناچاری، به حالتی نالان و زاری درآمدهام و اشکهایم بر مژگانم روان است. در این حال، به طرز پیچیدهای خود را درگیر احساسات کردهام.