برگردان به زبان ساده
باز در دل دود آه شعله ور پیچیدهام
دوزخی در تنگنای یک شرر پیچیدهام
هوش مصنوعی: دوباره در دل خودم، به خاطر اندوه و آهی که دارم، حس درد و عذاب مثل شعلهای در آتش مرا احاطه کرده و در تنگنای آن احساس، گیر افتادهام.
کردهام گرداب را فوّارة صد گردباد
بسکه اشک و آه را در یکدگر پیچیدهام
هوش مصنوعی: من چنان غم و اندوهی را در هم تنیدهام که به مانند گرداب و تندبادها به هم میپیچد و بر میخیزد.
در محبّت معنی بسیار را لفظ کمیست
نامة احوال خود را مختصر پیچیدهام
هوش مصنوعی: در عشق، مفاهیم عمیق زیادی وجود دارد که با کلمات کم نمیتوان آنها را بیان کرد. من شرایط و احساسات خود را بهطور مختصر و با ظرافت نوشتهام.
لذّت در خون تپیدن ناگوارم باد اگر
هرگز از فرمان شمشیر تو سر پیچیدهام
هوش مصنوعی: اگر در برابر شمشیر تو سر فرود نیاوردهام، پس از احساس لذتی که در خون تپیدن دارم، خوشحال نخواهم بود.
عرض دریا داشتم از قطرهای کمتر شدم
بسکه بر خود بی تو چون آب گهر پیچیدهام
هوش مصنوعی: من در دریا طعنهای از قطرهای کوچکتر شدم، چون به خاطر نبود تو، همچون آب در ظرف ذرهای پیچیدهام.
من ندانم راه و رسم نامه و پیغام را
شعلهای در بال مرغ نامه بر پیچیدهام
هوش مصنوعی: من از فنون نوشتن نامه و پیام اطلاعی ندارم، اما شعلهای در پرهای مرغ نامهبر دارم که به سمتی میتازد.
هان ترا فیّاض ارزانی پرافشانی که من
همچو عنقا پای در دامان پر پیچیدهام
هوش مصنوعی: ای کسی که بخشندهای و برکاتت را منتشر میکنی، بدانی که من مانند پرندهای کمیاب و ناشناخته در پیچ و خمهای زندگی گرفتار شدهام.