برگردان به زبان ساده
بیرخت با تیرهروزی روزگاری ماندهام
همچو خاکستر ز آتش یادگاری ماندهام
هوش مصنوعی: بدون وجود تو، در این روزگار تیره و تار، مانند خاکستر ماندهام که از آتش یک یادگار به جا مانده است.
چشم بر خاکسترم باشد هنوز آیینه را
رفتهام بر باد لیکن سرمهواری ماندهام
هوش مصنوعی: چشمانم هنوز بر روی خاکسترهاست، هرچند که آیینهای را از دست دادهام و در باد رفتهام، اما هنوز اثر سرمهای در من باقی مانده است.
من کجچا و از تو تاب این قدر دوری کجا
خود نمیبایست ماندن زنده، باری ماندهام
هوش مصنوعی: من نمیدانم کجا بروم و چطور میتوانم این distance زیادی که از تو دورم را تحمل کنم. واقعاً نباید زنده میماندم، اما به هر حال هنوز زندهام.
خاک گشتم در رهش لیکن همان قدرم به جاست
توتیای دیدهها مشت غباری ماندهام
هوش مصنوعی: در پی او شدم و به خاک تبدیل شدم، اما همچنان به همان اندازه که بودم باقی ماندهام. مانند یک ذره غبار که در چشمهایم مانند توتیای افتاده است.
هر کرا از دوستان کشتی درین دریا شکست
من چو کشتی پاره از وی برکناری ماندهام
هوش مصنوعی: هر کسی که در میان دوستانش از مشکلات و چالشها بماند، من مانند کشتیای هستم که از هم جدا شده و به ساحل نیامدهام.
گشتهام پیر و همان عشق جوانان بر سرم
ماندهام بسیار لیکن بهر کاری ماندهام
هوش مصنوعی: من بالغ و پیر شدهام، اما هنوز عشق جوانی بر من حاکم است. با اینکه تجربههای زیادی دارم، اما در انجام کارها همچنان ناتوان ماندهام.
یادگار صد بهارم اندرین دیرینه باغ
گلبن پیرم اگرچه مشت خاری ماندهام
هوش مصنوعی: من در این باغ قدیمی که همچون باغ گلهاست، یادبودی از صد بهار هستم. هرچند که اکنون فقط گلی خشخاشی و خاردار ماندهام.
دام صیّادم که در خاکم نشیمن کردهاند
عمرها شد چشم بر گرد شکاری ماندهام
هوش مصنوعی: من در دام صیاد گرفتار شدهام و در این خاک زندگی میکنم، سالهاست که منتظر شکار هستم و چشم به راهم.