برگردان به زبان ساده
گریه بیخون دلم رنگی ندارد در بساط
بی من آه و ناله با هم کی نمایند اختلاط
هوش مصنوعی: دل من بدون اشک رنگ و لعابی ندارد، و در بیخبری و دوری از من، آه و ناله هیچگاه با هم پیوند نمیخورند.
آن سبکروح غم عشقم که دایم میکند
گریه بی من انقباض و ناله با من انبساط
هوش مصنوعی: عشق من باعث شده که آن روح سبکبار به طور مداوم بدون من ناله کند و گریه به راه اندازد، اما وقتی من هستم، او تنگی و فشار را احساس نمیکند و حالت شاداب و آرامش دارد.
گر دل درد آشنای من نبودی در میان
عشق را و حسن را با هم نبودی ارتباط
هوش مصنوعی: اگر دل من به درد عشق آشنا نبود، محبت و زیبایی هرگز نمیتوانستند سرراست به هم وصل شوند.
کردهام تا بودهام در انقلاب روزگار
دوستیها با ملال و دشمنیها با نشاط
هوش مصنوعی: از زمانی که به دنیا آمدهام، در تغییرات و نوسانات زندگی مشاهده کردهام که دوستیها همیشه با اندوه و ناراحتی همراه بودهاند، در حالی که دشمنیها با شوق و خوشی شکل گرفتهاند.
من مهیّا میکنم اسباب حسرت ورنه نیست
سینه را بیسعی من سامان آهی در بساط
هوش مصنوعی: من همه چیز را برای حسرت آماده میکنم، اما بدون تلاش من، دل به سامان نمیرسد و آهم به جایی نمیرسد.
من جنونم، میزنم خود را به دریا بیدرنگ
عقل گو بنشین که تا کشتی بسازد احتیاط
هوش مصنوعی: من حالم دیوانهوار است و بدون تأمل خود را به آب میزنم. عقل، تو کنار بنشین تا کشتی بسازم و احتیاط را به کار ببندم.
هول فردای قیامت گر ندارم دور نیست
کردهام با تار زلفش عمرها مشق صراط
هوش مصنوعی: نگرانی از آینده قیامت اگر نداشته باشم، اما فاصلهای ندارد؛ زندگیام را با عشق او و زیباییهایش پر کردهام و در مسیر حق و حقیقت تمرین کردهام.
گر نه بهر دیدن روی تو باشد کی کند
اشک خونین با سر مژگان عاشق اختلاط!
هوش مصنوعی: اگر نبود که تنها برای دیدن چهره تو باشد، هیچگاه اشکهای خونین عاشق با مژههایش اینگونه در هم نمیآمیزد!
غم مخور فیّاض دنیا قابل تعمیر نیست
در ره سیل فنا کردند طرح این رباط
هوش مصنوعی: نگران نباش، دنیا مانند دریایی است که قابل ترمیم نیست؛ زیرا در مسیر حوادث نابود کننده، این بنای زندگی را خراب کردهاند.