برگردان به زبان ساده
خرد گو بیم کمتر ده که آزادم ز تأییدش
به فتوای جنون دیگر نخواهم کرد تقلیدش
هوش مصنوعی: عقل به من میگوید که احتیاط کن و نترس، زیرا من دیگر به تأیید آن فکر نمیکنم و از راه دیوانگی دیگر از کسی تقلید نخواهم کرد.
جنون در لجّهای آواره دارد کشتی شوقم
که بیم صد خطر میجوشد از هر موج امیدش
هوش مصنوعی: درد و شوق در دل من به شدت در حال تلاطم است، مانند کشتیای که در دریا با وجود خطرات فراوان، همچنان به سمت آرزوها و امیدهایش حرکت میکند.
من و سیر گلستانی که هنگام خزان در وی
توانم میوة خورشید چید از سایة بیدش
هوش مصنوعی: من و درختی که زمانی در پاییزش میتوانم میوههای روشن خورشید را از کنار سایهاش بچینم، خوشحالم.
به خون عیش شستم دست خواهش اندر آن کشور
که ماتم میبرد گلگونه از رخسارهٔ عیدش
هوش مصنوعی: در جایی که شادی و خوشی برپا است، من به خاطر آرزوهایم خود را غمگین کردهام و دلم را به خون میسپارم. در آن سرزمین، در حالی که چهرهٔ عید پر از سرخی و زیبایی است، غم و اندوه حاکم بوده و شادی را از من گرفته است.
صفای باطن صافیدلان باده از ما پرس
که با خشت سر خم فارغم از جام جمشیدش
هوش مصنوعی: برای درک عمق و زیبایی درونی افرادی که دارای دلهای پاک و صمیمی هستند، از ما بپرسید چون ما از لذت و شادی زندگی، حتی با وجود چالشها و مشکلات، بهرهمندیم.
فلک گر در غبار خاطر ما دامن آلاید
به آب صبح نتوان شست گرد از روی خورشیدش
هوش مصنوعی: اگر آسمان بخواهد در ذهن ما غبار و کدورت ایجاد کند، حتی با آب صبح هم نمیتوانیم آن غبار را از چهره خورشید بکاهیم.
ز آباد دو عالم کرده خوش ویرانهٔ غم را
بنازم همّت فیّاض و این اندازهٔ دیدش
هوش مصنوعی: از آبادانی دنیاها، ویرانی غم را به خوبی بنا کردهاند، و من به همت پرخیر و خوشی او و این میزان درک و بینش او افتخار میکنم.