برگردان به زبان ساده
نگردید آشنای می لب از خویشتن مستش
دل پیمانه خون شد ز انتظار بوسة دستش
هوش مصنوعی: به دلیل دوری و عدم نزدیکی شخصی که دوستش دارم، دل من دچار درد و انتظار شده است. این جدایی حتی به اندازه یک بوسه هم برایم سخت و غمانگیز شده است.
به ناخن تازه دارم زخم تیرش را که میخواهم
در ایّام جدایی یادگاری باشد از شستش
هوش مصنوعی: من زخم تیر را که به تازگی با ناخن میزنم، میخواهم تا در روزهای جدایی یادگاری از او باشد.
پریشان کردن دل چون صبا آوارهام دارد
کمند طرّهای کو، تا کند یک باره پا بستش
هوش مصنوعی: دل مرا مانند نسیم آشفته کرده است و من در حال آوارگی هستم. آیا مویی از او وجود دارد که مرا یکباره به خود ببندد و گرفتار سازد؟
نه تنها می پرستانند از زاهد دل آزرده
دل تسبیح هم سوراخ سوراخست از دستش
هوش مصنوعی: تنها افرادی که به پرستش میپردازند، از زاهدانی که دلشان آزرده است، احساس خوبی ندارند. حتی تسبیح او نیز از دستش پاره و شکسته است.
مرنج از طعنة دشمن گر افتادی ز پا فیّاض
که باشد سربلند آن سر که عشق او کند پستش
هوش مصنوعی: از نیش زبان دشمن ناراحت نشو، حتی اگر به زمین بیفتی. کسی که عشقش به اوست، هیچگاه سرش پایین نخواهد آمد.