برگردان به زبان ساده
عاشق یاریم اما نام یار ما مپرس
بینصیبان دیاریم از دیار ما مپرس
هوش مصنوعی: من عاشق معشوقم، اما نام او را نپرس. از وضعیت بینصیبهای سرزمین ما هم چیزی نپرس.
بحر مالامال دردیم و ز ساحل بینصیب
ما که پا تا سر میانیم از کنار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما در دریای غم و درد غرق هستیم و از ساحل دور و بینصیب هستیم. وقتی تمام وجود ما مشغول این دردهاست، بهتر است از حال ما نپرسی.
عشق ما را خاک کرد و خاک ما بر باد داد
بر مزار ما بیا اما مزار ما مپرس
هوش مصنوعی: عشق ما باعث شد که ما از بین برویم و ما هم در نهایت به باد رفتیم. تو میتوانی به سراغ ما بیایی، اما دربارهی ما کنجکاوی نکن و سوال نپرس.
ما ز تاب افتادهایم از آب و تاب ما مگو
ما ز کار افتادهایم از کار و بار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما از شدت ترس و نگرانی به هم ریختهایم، پس دربارهی حالمون سوال نکن. از وضعیت زندگیامون هم نپرسید، چون قدرت و نشاطی برای ادامه نداریم.
در تنزّل زیر بار سایة خود ماندهایم
اعتبار ما ببین و ز اعتبار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما در موقعیتی قرار داریم که تحت فشار و سایه خودمان هستیم. ارزش و اعتبار ما را مشاهده کن، اما از خود ما در مورد اعتبارمان نپرس.
سایه پروردان زلف شاهد بخت خودیم
روز ما را دیدهای از روزگار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما تحت تأثیر زیبایی و جذابیت معشوق خود هستیم و باید بگوییم که روزهای ما چنانکه باید سپری نمیشوند؛ بنابراین از دیگران راجع به روزگار ما سؤال نکنید.
عمرها فیّاض گرد کوی جانان بودهایم
خاک ما را سرمه ساز و از غبار ما مپرس
هوش مصنوعی: ما در طول عمرمان همیشه در محضر و در کنار محبوب زندگی کردهایم. حالا که ذکر ما و یاد ما به عنوان خاک مطرح شده، از ما بپرسید، ولی به خاطر غبار و نشانههایمان چیزی نپرسید.