برگردان به زبان ساده
هستی دنیا و بال جان غمناکست و بس
نعمت آسودگی در خلوت خاکست و بس
هوش مصنوعی: زندگی در این دنیا پر از غم و ناراحتی است و آرامش واقعی تنها در تنهایی و سکوت خاکی وجود دارد.
موج دریای فنا سیلی به گردون میزند
پیش این سیلاب عالم مشت خاشاکست و بس
هوش مصنوعی: موجهای دریای زوال با قدرت به آسمان ضربه میزنند، اما در برابر این سیلاب بزرگ، همه چیز تنها مانند تکههای کوچک چوب بیاهمیت است.
هیچ کس را در جهان جز دامن آلوده نیست
دامن پاکی که دیدم دامن خاکست و بس
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ کسی را نمیتوان یافت که دامنش آلوده نباشد. تنها دامن پاکی که دیدهام، دامن خاکستری است و چیزی بیشتر نیست.
ما شهادت دوستان در بند کاکل نیستیم
آنچه از ما میبرد دل زلف فتراکست و بس
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیبایی و آرایش دوستان، قربانی نمیشویم؛ بلکه آنچه ما را به شدت درگیر و مجذوب میکند، دلربایی و زرق و برق زلف آنهاست و نه چیز دیگر.
منّتی بر ما ندارد سایة ابر بهار
کشت ما پروردة مژگان نمناکست و بس
هوش مصنوعی: ابر بهار هیچگونه زحمتی بر دوش ما ندارد، چرا که حاصل کار ما تنها محصول ریزشهای مژگان نمناک است.
هر صفایی حسن نبود، هر هوایی عشق نیست
عشق چشم پاک و خوبی دامن پاکست و بس
هوش مصنوعی: هر زیبایی و شادیای که وجود دارد، لزوماً عشق نیست. عشق واقعی چشم پاک و دلی محبتآمیز میطلبد و فقط پاکی در اندیشه و رفتار است که میتواند عشق واقعی را نمایان کند.
یک سخن فیّاض گفتم: عشق فانی گشتن است
لیک فهم این سخن در بند ادراکست و بس
هوش مصنوعی: من یک سخن گرانبها بیان کردم: عشق به معنای نابود شدن و از بین رفتن است، اما درک این سخن تنها به توانایی فهم ما بستگی دارد و بیشتر چیزی نیست.