برگردان به زبان ساده
قدر درویشی نمیدانی به سلطانی گریز
ذوق جمعیّت نداری در پریشانی گریز
هوش مصنوعی: شما ارزش و مقام زندگی ساده و بیادعای فردی فقیر را درک نمیکنید، بنابراین از زندگی در کاخ و ثروت فرار میکنید. در شرایط ناآرامی و آشفتگی، نمیتوانید شوق و لذت جمعبودن با دیگران را احساس کنید.
در سلوک فقر وحشت را به الفت جنگ نیست
ظاهر آمیزش طلب میباش و پنهانی گریز
هوش مصنوعی: در مسیر فقر، ترس و اضطراب به صمیمیت و دوستی اش همراهی ندارد. از این رو، باید به صورت علنی به جستجوی خواستهها پرداخت و در عین حال به طور پنهانی از هر آنچه که ممکن است موجب آزار شود، فاصله گرفت.
غایت هر شیوه در آمیزش ضدّست و بس
کفر را آماده باش و در مسلمانی گریز
هوش مصنوعی: هر طریقت و راهی در تعامل و ارتباط، به دو وجه متضاد میانجامد. با این حال، اگر به کفر و ناپاچگانگی گرایش پیدا کنی، خود را از ایمان و مسلمان بودن دور میکنی.
بهر صید خلق دامی چون گشادِ جبهه نیست
گر ز صیّادان نیی در چین پیشانی گریز
هوش مصنوعی: برای شکار انسانها دامهایی به گستردگی تیپ و شخصیت وجود ندارد. اگر تو از شکارچیان نیستی، باید از مشکلها و چالشها فرار کنی.
ذوق تحسین خلایق زهر شکّر میکند
زاهدی بگذار اگر مردی به رهبانی گریز
هوش مصنوعی: افراد با ذوق و حس زیباییشناسی خود، وقتی به هنر یا زیبایی چیزی برخورد میکنند، آن را ستایش میکنند. اما اگر کسی به دنیا و لذایذ آن پشت کند و به زندگی گوشهنشینی و زهد روی بیاورد، بهتر است که شجاعت داشته باشد و در این مسیر بهراحتی قدم بگذارد.
از تنعّمهای جسمانی گذشتن کار نیست
گر توانی از تلذّذهای نفسانی گریز
هوش مصنوعی: گذشتن از لذتهای بدنی کار آسانی نیست. اگر میتوانی، از لذتهای نفسانی دوری کن.
جامه و عمامه و مسواک و ریش و شانه چیست
هان و هان از دام تسویلات شیطانی گریز
هوش مصنوعی: لباس و کلاه و مسواک و ریش و شانه چه اهمیتی دارند؟ هوشیار باش و از فریبهای شیطانی دوری کن.
حفظ ظاهر موجب اهمال باطن بیش نیست
این ادب بگذار و در آداب روحانی گریز
هوش مصنوعی: ظاهر را حفظ کردن فقط موجب غفلت از باطن میشود, این نوع ادب را کنار بگذار و به آداب روحانی بپرداز.
سایة خلق آب رو را آفتاب دشمنی است
جهد کن در سایة الطاف ربّانی گریز
هوش مصنوعی: سایه انسانها میتواند مانند خورشید دشمنی باشد، بنابراین سعی کن در سایه رحمتهای الهی پناه بگیری و از آن دوری کن.
دانشت سرمایة مغروری جهل است و بس
مردی، از دانایی افزونتر، ز نادانی گریز
هوش مصنوعی: فرهنگ و دانش تو، تنها برگ برندهای است که بر تکبر جهل میغلبه. ارزش مردی بیشتر از آموختن دانایی است؛ پس از نادانی دوری کن و به دنبال علم برو.
عقدهریزیهای حسرت را گشاد دیگرست
قدر دشواری چه میدانی، در آسانی گریز
هوش مصنوعی: در گذشته، دلمشغولیها و حسرتها را فراموش کن، چون اکنون زمان راحتی و آرامش است. ارزش سختیها را نمیدانی، پس در زمانهای خوش باید فرار کنی از اندیشههای تلخ.
تا عزیزی از نفاق آسمانت چاره نیست
یوسفی بگذار و پس از مکر اخوانی گریز
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی از نفاق و دورویی تو برجامانده، چارهای نمیتوان یافت. با آغوش باز افرادی مانند یوسف را بپذیر و از توطئه و مکر برادران دوری کن.
دردسر هر کس به قدر سر بزرگی میکشد
گر جهانی غم نداری از جهانبانی گریز
هوش مصنوعی: هر کس به اندازهی دانایی و بزرگی خود، مشکل و دردسر میکشد. اگر در این جهان از غم و اندوه رنج نمیبری، بهتر است که از قدرتطلبی و مسوولیتهای بزرگ دوری کنی.
گر سبکروحی هوس داری گرانی کش ز خلق
با تن آسانی نشاید، از گرانجا نی گریز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی روحی سبک و آزاد داشته باشی، باید گرانباری و سختیهای زندگی را تحمل کنی. چنانچه بخواهی از بار مسئولیتها فرار کنی، به آرامش واقعی نخواهی رسید.
امتزاج نازکان را لطف طبعی لازمست
گر نیی شبنم ز گلگشت گلستانی گریز
هوش مصنوعی: ترکیب زیباییها نیازمند لطف طبیعی است. اگر شبی هم به این زیبایی نیاید، از گلستان خوب، دوری کن.
عافیت خواهی مده دامان تنهایی ز کف
با جز از خود در میامیز از پشیمانی گریز
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش هستی، تنهایی را رها نکن و با چیزهای دیگر آمیخته نشو. از حسرت و پشیمانی دوری کن.
جز به خود فیّاض آمیزش مکن تا ممکن است
بلکه از خود نیز چندانی که بتوانی گریز
هوش مصنوعی: با دیگران جز از روی generosity و بخشش برخورد نکن؛ تا جایی که ممکن است از خودخواهی و وابستگی به خود نیز دوری کن.