برگردان به زبان ساده
ویران دل و تو در دل ویرانهای هنوز
این خانه شد خراب و تو در خانهای هنوز
هوش مصنوعی: دل من خراب و ویران است، اما تو هنوز در دل این ویرانی هستی. این خانه خراب شده، اما تو هنوز در این خانه باقیماندهای.
ما را به آشنائیت امید طرفه بود
بیگانه هم شدیم و تو بیگانهای هنوز
هوش مصنوعی: ما به خاطر آشناییات امید داشتیم، اما اکنون بیگانه شدیم و تو هنوز هم برای ما غریبهای.
آخر گمان صبر ز ما از دلت نرفت
معلوم میشود که چه جانانهای هنوز
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که صبر و تحمل ما در عشق، از دل تو کم نشده و این نشان میدهد که هنوز هم به ما علاقهمند هستی.
یک سوختن جزای محبّت نمیشود
ای شعله در تلافی پروانهای هنوز
هوش مصنوعی: عشق، هیچگاه فقط با سوختن پاسخ داده نمیشود. ای شعله! هنوز هم پروانهای در تلاش است که برای تو جانفشانی کند.
در غارت نظاره چه از حسن کم شود
عالم به جرعه مست و تو خمخانهای هنوز
هوش مصنوعی: در حیرت و تماشا از زیبایی، چه چیزی از زیبایی کاسته میشود؟ جهانی به خاطر یک قطره شراب سرمست شده، در حالی که تو هنوز در قمارخانهای باقی ماندهای.
ای سبزة دیار محبت چه آفت است
عالم تمام سبز و تو دردانهای هنوز
هوش مصنوعی: ای چمنزار محبت، چه سرنوشتی برایت رقم خورده! در حالی که همه چیز پیرامون تو سبز و شاداب است، تو همچنان گلی نادیده و ارزشمند باقی ماندهای.
فیّاض حرف وصل دلیرانه میزنی
معلوم میشود که تو دیوانهای هنوز
هوش مصنوعی: تو با شجاعت درباره عشق و پیوند صحبت میکنی، اما به نظر میرسد که هنوز عقل خود را از دست دادهای.