برگردان به زبان ساده
نگشتم ایمن ازین چرخ کینهخواه هنوز
دو اسبه بر سر کیناند مهر و ماه هنوز
هوش مصنوعی: من هنوز از این دنیا که همیشه به دنبال بدی و کینهجویی است، در امان نیستم. هنوز عشق و نفرت در زندگیام در نبردند.
هزار مرحله از خویشتن سفر کردم
به این نشان که نیفتادهام به راه هنوز
هوش مصنوعی: من مسیری طولانی را در درون خود طی کردهام، اما هنوز به آن هدف نرسیدهام و در مسیر خود هنوز دچار لغزش نشدهام.
گل امید برآمد ز شاخ خشک و مرا
به ناز بالش یأس است تکیهگاه هنوز
هوش مصنوعی: گل امید از یک شاخه خشک و بیبرکت روییده است و من هنوز به نرمی و لطافت این گل تکیه میکنم، گرچه در درونم احساس یأس و ناامیدی دارم.
چه وقت آنکه نگارم به سینه داغ وداع!
نکرده بر رخ او شرم من نگاه هنوز
هوش مصنوعی: چه زمانی است که معشوقم با دلی پر از درد و جدایی به من نگاه کند؟ من هنوز شرمندهام و نتوانستهام به چهرهاش خیره شوم.
ثبوت دعوی مهرم به مُهر یأس رسید
کرشمه میطلبد از دلم گواه هنوز
هوش مصنوعی: ادعای عشق من به واقعیت یأس و ناامیدی رسید و دل من هنوز هم به یاد آن جذبه و کشش، شهادت میدهد.
هزار طول امل کرد صرف قامت و نیست
رسا به دامنِ تأثیر دست آه هنوز
هوش مصنوعی: هزار بار انتظار کشیدم تا به زیبایی و تأثیر آن دست پیدا کنم، اما هنوز نتوانستهام به نتیجه مطلوب برسم.
نیم ز حاصل خود آگه این قدر دانم
که چشم در ره برقست، این گیاه هنوز
هوش مصنوعی: من از میوهی خود خبر دارم و میدانم که چشمم به انتظار درخشش نور است، اما این گیاه هنوز در حال رشد است.
امید عافیت دوست این نویدم داد
که نیست در خود رحمت ترا گناه هنوز
هوش مصنوعی: دوست امیدوارم کرد که رحمت تو بر من جاری است و هنوز خطای من مانع آن نشده است.
گدائی است به زور این شهنشهی فیّاض
ولی مباد رسانی به گوش شاه هنوز
هوش مصنوعی: یک نفر به شدت نیازمند است و از بخشش شاه سخن میگوید، اما امیدوارم که این خبر به گوش شاه نرسد.