برگردان به زبان ساده
ازین غیرت مرا آه از دل ناشاد میروید
که در گلشن به یاد سرو او شمشاد میروید
هوش مصنوعی: از این حس غیرت من، آهی از دل ناراضیام بلند میشود، زیرا در باغ، به یاد زیبایی او، درختان شمشاد سبز میشوند.
بیا در بیستون و صورت شیرین تماشا کن
که حسن آنجا ز آب تیشة فرهاد میروید
هوش مصنوعی: بیا به بیستون و زیبایی را تماشا کن، زیرا زیبایی در آنجا از دل ماجرا و داستان فرهاد به وجود آمده است.
خوشا بوم و بر کوی محبّت کز زمین آنجا
همه جان حزین و خاطر ناشاد میروید
هوش مصنوعی: خوشا سرزمین و محل زندگی عشق که در آنجا از زمین، همه جانها غمگین و دلها ناراحت میرویند.
بجان سختی دل از چنگ غمش نتوان به در بردن
گیاه مهر او چون جوهر از فوولاد میروید
هوش مصنوعی: به دل که سخت است، نمیتوان از چنگ غم او رهایی یافت. عشق او مانند جوهری است که از فولاد بیرون میآید؛ یعنی این عشق در دل انسان ریشهدار و قوی است.
سری از طوق قمری تا برون کردم عجب دارم
که در گلشن چرا سرو از زمین آزاد میروید!
هوش مصنوعی: من در عجبم که چرا در باغ، سروها از زمین آزاد میرویند، در حالی که من به سختی از قید و بند طوق قمری خود آزاد شدهام.
به دل هر گه خیال ناوک مژگان او کردم
به هر مو از تن من خنجر جلّاد میروید
هوش مصنوعی: هر زمان که به یاد او میافتم، به دلم فکر میکنم که چشمانش مانند تیرکمان است و در هر رشته مویی از بدن من، درد و رنجی به شدت عمیق وجود دارد که مانند خنجری از قاتل به نظر میرسد.
وصال یار خواهی نازکی از سر بنه فیّاض
برو کاین سبزه از بوم و بر بیداد میروید
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به وصال محبوب برسی، باید از نازکی و ظرافت خود دوری کنی. زیرا این سبزه و زیبایی که میبینی، در واقع از ظلم و ستم شکل میگیرد.