برگردان به زبان ساده
چو رشک رخنهگرِ نام و ننگ میآید
قبا ز پیرهن او به تنگ میآید
هوش مصنوعی: زمانی که حسادت و غیبت در بین مردم گسترش پیدا میکند، از درون جامعه به نوعی آسیب میرسد و آسیب به شخصیتها و اعتبار آنها وارد میشود.
به کاوش مژه کوه غمی ز جا کندم
که پای تیشه در آنجا به سنگ میآید
هوش مصنوعی: نگاهی به مژههای کوه انداختم و غمی عمیق در دل داشتم، چرا که با هر تیشهای که به سنگ زدم، به یاد آنجا میافتادم.
مرا چنین که به جان باختن شتابی هست
چرا به قتل من او را درنگ میآید!
هوش مصنوعی: چرا او در کشتن من تردید میکند وقتی که من با اشتیاق به مرگ آمادهام؟
چه غم ز تلخی ایّام غم مرا که مدام
شکر ز مصر لبت تنگ تنگ میآید
هوش مصنوعی: نگران تلخی روزگار نیستم، زیرا شیرینی لبانت همیشه به من میرسد و آرامم میکند.
دلم ز یاد رخ او شکفته شد فیّاض
ز عکس بر رخ آیینه رنگ میآید
هوش مصنوعی: دل من به خاطر یاد چهره او به شدت شاداب و خوشحال شده است، به طوری که از بازتاب چهرهاش در آینه، رنگ و زیبایی میتراود.