برگردان به زبان ساده
چو بینم کبک، یادم جلوة دلدار میآید
که هر گه در خرام آید بدین رفتار میآید
هوش مصنوعی: وقتی که کبکی ببینم، یاد جلوهی محبوبم میافتم که هر بار به نرمی و زیبایی قدم میزند.
نگاهم جیب و دامن پر گل از رخسار او برگشت
به آیینی که پنداری کس از گلزار میآید
هوش مصنوعی: چشمم به زیباییهای چهرهاش افتاد و به یاد گلهای زیبا در باغچهای افتادم که گویی کسی از آنجا میآید و با خود گلها را آورده است.
خیالت هر شب آید بر سر بالین و ننشیند
مگر شرمش ز پاس دیدة بیدار میآید!
هوش مصنوعی: هر شب در خواب، تو را به یاد میآورم و فقط زمانی آرام میگیرم که شرم دیدگان بیدارم مانع حضور تو شود.
دلا زهرِ نگاه او غنیمت دان که این مرهم
برای زخم بندیها ترا در کار میآید
هوش مصنوعی: ای دل، جلوی زهر نگاه او را غنیمت بشمار، زیرا این نگاه میتواند برای التیام زخمهایت مفید باشد.
دمی در سایة دیوار او فیّاض عشرت کن
که روزی آفتابت بر سر دیوار میآید
هوش مصنوعی: مدتی را در آرامش و خوشی کن، زیرا ممکن است روزی شرایط تغییر کند و شادیهای کنونیات به پایان برسد.