برگردان به زبان ساده
به باغ بس که ز شرم رخت گل آب شود
غلاف غنچة گل شیشة گلاب شود
هوش مصنوعی: در باغ آنقدر از زیبایی و شرم چهرهات گلها تحت تأثیر قرار میگیرند که گلبرگهای آنها شفاف و براق میشود، بهطوری که مانند شیشهی گلاب میدرخشند.
به سینه آتش مهر تو شعله زد چندان
که یاد غیر تو گر بگذرد کباب شود
هوش مصنوعی: آتش عشق تو در دلم به قدری شعلهور شده که اگر کسی به یاد غیر تو بیفتد، دلش مثل کباب میشود.
نصیب کس نشود روز روشنی به جهان
اگر ستارة بخت من آفتاب شود
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از نور و روشنی روز در جهان بهرهمند شود، حتی اگر شانس و بخت من مانند آفتاب درخشان شود.
دلم ز جور بتان لذّتی دگر دارد
جفا به دفتر شوقم وفا حساب شود
هوش مصنوعی: دل من دیگر از ظلم و ستم معشوقان لذتی نمیبرد، چون به نظر میرسد هر ظلمی که به دفتر عشق من میشود، با وفا حساب میشود.
چو بر زبان گذرد نام تیغ او فیّاض
ز خون مرا دهن زخم دل پرآب شود
هوش مصنوعی: هرگاه نام تیغ او از زبان میگذرد، خون من از زخم دلم سرازیر میشود و دهن این زخم پر از آب میگردد.