برگردان به زبان ساده
دلا گم کردهای خود را درآ در جستجوی خود
نیی از غنچه کم، سر در گریبان کن به بوی خود
هوش مصنوعی: ای دل، تو خود را گم کردهای، حالا به جستجوی خویش بپرداز. از غنچه کم نگذار و سر در گریبانت کن تا بوی خود را احساس کنی.
مرا بیابرو دارد فلک چون پشت آیینه
زنم در رنگ گوهر غوطه، گر در آبروی خود
هوش مصنوعی: فلک مرا بیاعتبار کرده است، مانند زمانی که فردی به پشت آینه نگاه میکند. اگر در رنگ و زیبایی گوهر غوطهور شوم، در واقع در آبروی خود غرق شدهام.
پس از مردن مکن از زمزم آلودهای زاهد
که چون جوهر در آب تیغ دادم شستوشوی خود
هوش مصنوعی: پس از مرگ، زاهد، از زمزم آلوده استفاده نکن، زیرا من مانند یک تیغ که در آب شسته میشود، پاکی خود را به بهتری دست میآورم.
نمیرنجم اگر از سرکشی با من نمیسازد
که طبع شعله دارد، برنمیآید به خوی خود
هوش مصنوعی: من از سرکشی ناراحت نمیشوم، چون وقتی که طبیعت من همچون شعلهای زبانه میکشد، نمیتواند با خواستههای خود سازگار شود.
ز رشک عارض گلگون او خون میخورد آتش
ولی از پختگی هرگز نمیآرد به روی خود
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چهرهی او، آتش در درونش میسوزد، اما هرگز نشانهای از این سوزش و غم بر چهرهاش نمیزند.
تو تا رفتی ز پیش من دگر خود را نمیبینم
بیا کز دوریت مردم به درد آرزوی خود
هوش مصنوعی: وقتی تو از کنارم رفتی، دیگر نمیتوانم خودم را ببینم. بیایید، چون دوری تو مرا به شدت ناراحت کرده و در آرزوی تو به درد آمدهام.
نمیآرد به گردون سر فرو فیّاض ما دیگر
که در آیینة همّت بلندان دیده روی خود
هوش مصنوعی: دیگر کسی نمیتواند با بزرگی و بخشندگی ما رقابت کند، زیرا در آینه تلاش و اراده خود فقط چهرهاش را میبیند و نمیتواند به مقامهای بلند دست یابد.