برگردان به زبان ساده
شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود
عرصة امیّد بر امیّدواران تنگ بود
هوش مصنوعی: در شب، زیبایی تو باعث شده بود که دلهای بیقرار نسبت به آنچه در انتظارشان بود، احساس تنگی و محدودیت کنند. امید آنهایی که منتظر بودند، نیز فضایی کم و تنگ داشت.
داغ غم در سینة من کامِ بالیدن گرفت
ورنه جا این لاله را در کوهساران تنگ بود
هوش مصنوعی: دل من پر از درد و اندوه است و این غم به قدری درونم رشد کرده که اگر چه میتوانست در مکانی وسیع و دوردست، مانند کوهها، جا بگیرد، اما اکنون در سینهام به تنگنایی تبدیل شده است.
بسکه پر بود از نوای نالة من صحن باغ
کوچة منقار بر صوت هزاران تنگ بود
هوش مصنوعی: چقدر صدای نالههای من در باغ و کوچهام پخش شده است که انگار فضای آنجا پر از صدای دلنشین هزاران پرنده است.
گریة من کوه را هم با زمین هموار کرد
دامن صحرا برای آب باران تنگ بود
هوش مصنوعی: گریهی من به قدری عمیق و تاثیرگذار بود که حتی کوهها را نیز تحت تاثیر قرار داد و بر روی زمین، مسطح کرد. اما دامن صحرا به خاطر نبود آب باران، خیلی کوچک و تنگ شده بود.
شد خزان و غنچة دل همچنان نشکفته ماند
بسکه عالم بیتوام در نوبهاران تنگ بود
هوش مصنوعی: زمان به پاییز رسیده و گل دل همچنان نرفته و نشکفته باقی مانده، زیرا دنیا بدون تو در فصل بهار تنگ و محدود به نظر میرسد.
خلعت عزّت بدل کردیم با تشریف فقر
این قبا بر قامت بیاعتباران تنگ بود
هوش مصنوعی: ما بهجای لباس احترام و عزت، لباس فقر را بر تن کردیم؛ این لباس برای کسانی که ارزش و اعتباری ندارند، بسیار تنگ و نامناسب است.
با وجود آنکه جا در مجلسی کم داشتیم
مدّتی از پهلوی ما جای یاران تنگ بود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در آن مجلس فضای زیادی نداشتیم، مدتی کنار ما جایی برای دوستانمان تنگ شده بود.
در فضای گیتی از آزادهمردان کس نماند
عرصة گردون برین چابکسواران تنگ بود
هوش مصنوعی: در جهان پیرامون ما، دیگر از مردان آزاد و با اراده خبری نیست و بنابراین برای این سواران چابک، مساحت آسمان بسیار تنگ و محدود شده است.
تیرباران بلا دادش دل فیاض داد
ورنه دنیا از پی این تیرباران تنگ بود
هوش مصنوعی: دل بخشنده او با تیرهای مصیبت آزمایش شده، وگرنه دنیا بعد از این بلاها بسیار کوچک و تنگنظر مینمود.