برگردان به زبان ساده
چه حدِّ غنچه که در پیش یار خنده کند
گل تبسّم او بر بهار خنده کند
هوش مصنوعی: غنچهای که در کنار محبوبش لبخند میزند، باعث میشود که گل نیز بهار را با خندهای زیبا جشن بگیرد.
به فصل گل ز میم توبه میدهد زاهد
کجاست شیشه که بیاختیار خنده کند
هوش مصنوعی: در فصل گل، زاهد از ملامت و توبه دست برداشته و میگوید که نمیداند کجاست شیشهای که بتواند به خاطر شادی و زیبایی بیاختیار بخندد.
به روی من گل بختی نکرد خنده ولی
به تیرهبختی من روزگار خنده کند
هوش مصنوعی: اگرچه بخت من هرگز بر من نخندیده، اما روزگار به خاطر تیرهبختیام به من میخندد.
لب تبسّم برقی ندیدهام افسوس
نشد که خرمن ما یک شرار خنده کند
هوش مصنوعی: به چهرهای که خنده را به خود ندیده است، افسوس میخورم که چرا خوشحالی ما نمیتواند به اندازۀ یک شعله خنده، زندگی را روشن کند.
ملال میچکد از زهر خندهام فیّاض
کجاست گریه که بر من هزار خنده کند
هوش مصنوعی: غم و اندوه از لبخندهای من به بیرون سرازیر میشود، کجاست آن گریهای که بتواند بر من هزاران لبخند بکشد؟