برگردان به زبان ساده
گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
عجب که رشتة عمر مرا به تاب کند
هوش مصنوعی: اگر آتش عشق تو مانند شمع باعث ذوب شدن استخوانهایم شود، جای تعجب نیست که رشته عمرم را به تابی درآورد.
همیشه جوهر تیغ تو همچو مرغابی
برای صید دلم دانهای در آب کند
هوش مصنوعی: تیغ تو همیشه همچون مرغابی است که برای شکار دل من دانهای در آب میریزد.
به حیله چشم تو خود را به خواب میدارد
بدین فسانه مگر صید را به خواب کند
هوش مصنوعی: چشم تو با نیرنگی خاص، مرا به خواب میبرد تا شاید بتوانی شکار خود را هم خواب آلود کنی.
فلک به نسخة تقدیر سالها گردید
که بهر من همه روز بد انتخاب کند
هوش مصنوعی: زمانه سالها در گردش است و به نظر میرسد که همه روز برای من بدیها را برگزیده است.
به دور خود رخِ آن مه ز مشک تر فیّاض
خطی کشیده که تسخیر آفتاب کند
هوش مصنوعی: در اطراف خود، چهرهی آن ماه زیبا که از مشک خالص ساخته شده، خطی رقیق و افسونگر کشیده است که میتواند حتی جلوهی آفتاب را تحت تأثیر قرار دهد.