برگردان به زبان ساده
صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
وز ناصیه بخت سیاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: صبح، چه فایدهای دارد که دل را با آهی پر نکردیم و بخت سیاه خود را نشناختیم.
جان نیک فسونیست ولی حیف که هرگز
بر سرکشی پر کلاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: روح زیبا و نیکوی من هست، اما افسوس که هیچگاه بر روی تاریکی و سرکشی هیچکس سایهای نیفکندم.
با صبح بلنداختر یوسف به گه شام
داغیم که از مشرق چاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: در صبحی روشن و زیبا، یوسف با درخشش خاصی به دنیا آمد، اما ما در شب غم و اندوهی به سر میبریم که همچنان از سمت مشرق، نشانهای از امید و روشنی به سوی ما نمیآید.
پامال شدن نکهت گلهای نیازست
افسوس که هیچ از سر راهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: گلهای نیازمان پایمال شدند و افسوس که هیچ بادی از راه نوزید تا آنها را به حرکت درآورد.
گوئید که ما صبح وصالیم فصیحی
هیچ از شکن زلف سیاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: میگویند که ما در صبح وصال حضور داریم، اما هیچ خبری از غم و درد زلف سیاه معشوق نداریم.