برگردان به زبان ساده
یاد آن روزی که در میخانه ساغر میزدیم
چون تهی میگشت دست از جام بر سر میزدیم
هوش مصنوعی: به خاطر میآورم که در میخانه، وقتی مشغول نوشیدن بودیم، هر بار که لیوانهای ما خالی میشد، دوباره جام را برمیداشتیم و مینوشیدیم.
خواه کنج بیضه خواهی آشیان خواهی قفس
هر کجا بودیم از کنج طلب پر میزدیم
هوش مصنوعی: هر جا که بودیم، چه در گوشهای از دنیا یا در یک آشیانه یا حتی در قفس، همیشه به دنبال آزادی و خواستههای خود بودیم و پرواز میکردیم.
مقصد ما سیر گلخن بود ورنه کی چو خس
دست را بیهوده در دلهای صرصر میزدیم
هوش مصنوعی: ما هدفمان این بود که در میان گلهای زیبا قدم بزنیم وگرنه چه دلیلی داشت که مثل خس، بیهدف و بیهوده در دل طوفانی بزنیم؟
سینه میسودیم چون موج از عطش در هر سراب
سیلی همت ولی بر روی کوثر میزدیم
هوش مصنوعی: ما همچون امواج دریا از شدت تشنگی در هر سراب، بیتاب و مشتاق به جلو میرفتیم، اما با عزم و ارادهای راسخ به سوی سرچشمه زلال کوثر میکوشیدیم.
همره رضوان به سیر خلد میرفتیم و لیک
سنگ ناکامی همان بر شاخ بیبر میزدیم
هوش مصنوعی: ما همراه با فرشتگان به سوی بهشت میرفتیم، اما سنگ ناکامی بر سر راه ما میافتاد و مانع پیشرفتمان میشد.
چون چراغ بیوه زن بودیم اما از غرور
صد شبیخون هر نفس بر موج صرصر میزدیم
هوش مصنوعی: ما مانند چراغ یک زن بیوه بودیم، ولی به خاطر غرورمان صد مرتبه بر طوفان ترس و ناامیدی هجوم میبردیم.
دست ما شغل گریبان داشت زآن در بسته ماند
باز میکردند اگر ما حلقه بر در میزدیم
هوش مصنوعی: اگر ما سعی میکردیم و به در میکوبیدیم، شاید در بسته برای ما باز میشد و ما به خواسته خود میرسیدیم. ما باید تلاش بیشتری میکردیم و به دنبال فرصتی میرفتیم که دستمان در برقراری ارتباط مؤثرتر باشد.
در شهادتگاه غم ما و فصیحی عمرها
زخم میخوردیم و فال زخم دیگر میزدیم
هوش مصنوعی: در مکانی که بر اثر اندوه و درد، عمرهایمان آسیب میدید، همچنان به زخمهای جدیدی دچار میشدیم و به نوعی به تلخی گذشتهمان نیز فکر میکردیم.