برگردان به زبان ساده
ای چشم ترا جانب هر ذره نگاهی
وی در دل هر ذره ز مژگان تو راهی
هوش مصنوعی: ای چشم تو به هر ذره توجهی داری و در دل هر ذره، از شوق نگاههای تو راهی وجود دارد.
هر چند که گریان ترم از ابر بهاری
در کشت امیدم نشود سبز گیاهی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از ابرهای بهاری بیشتر اشک میریزم، امیدم هرگز به سبز شدن گیاهی در زمین کشت نمیرسد.
کی جان بسلامت برم از معرض خوبان
من یکتن و این قوم جفا پیشه سپاهی
هوش مصنوعی: کی میتوانم با خیالی آسوده از بین زیباییها عبور کنم، زمانی که تنها یک نفر از آنها در دل من جا دارد و باقی این جماعت، بیرحم و تندخو هستند؟
ای رشحه ی فیض قلمت آیت رحمت
درکش قلمی بر گنه نامه سیاهی
هوش مصنوعی: ای زینت و نشانهی نعمتهای الهی، با قلم خود بر گناههای من بپوشان و آنها را نادیده بگیر.
ما عاجز و از هر طرفی سنگ ملامت
دریاب که غیر از تو نداریم پناهی
هوش مصنوعی: ما در مشکلات و دشواریها ناتوانیم و از هر سمت تحت فشار زخم زبان دیگران قرار داریم. تنها پناه ما تو هستی و غیر از تو کمک و حامی دیگری نداریم.
فریاد که از حسرت آیینه رویت
می سوزم و نتوان زدن از بیم تو آهی
هوش مصنوعی: فریاد میزنم که از حسرت دیدن چهرهات در آتش سوزانده میشوم و از ترس تو حتی نمیتوانم آهی بکشم.
محروم ز طوف حرمت کیست فغانی
آواره غلامی ز در دولت شاهی
هوش مصنوعی: کیست که از حرمت و جایگاه خود محروم مانده؟ فغانی، آواره و بیکس، مانند غلامی که از دروازهی قدرت و سلطنت رانده شده است.