برگردان به زبان ساده
هر نفس نالد گرفتاری به عشق نوگلی
نیست خالی یک دم این باغ از نوای بلبلی
هوش مصنوعی: هر لحظه درد و رنجی در عشق وجود دارد، اما این باغ هرگز بدون صدای بلبل خالی نخواهد بود.
بستهٔ زنجیر لیلی بود مجنون سالها
من گرفتارم کنون در دام مشکین کاکلی
هوش مصنوعی: مجنون سالها در بند عشق لیلی بود و اکنون در دام زلف مشکین او گرفتار شده است.
بس که مشتاقم برم حسرت چو بینم در چمن
محرم سروی تذروی همدم مرغی گلی
هوش مصنوعی: هرچقدر که به وصال محبوبم مشتاقم، وقتی در باغ نگاه میکنم و سرو زیبایی را میبینم که همراه با پرندهای در کنار گلها زندگی میکند، حسرت بر دلم مینشیند.
نیست از دردی برون صوت حزین فاخته
غالبا دارد گرفتاری به جعد سنبلی
هوش مصنوعی: فاخته، به دلیل دردی که دارد، غالباً با صدای حزین خود ناله میکند و این نشاندهنده نگهداری آن در وضعیت دشواری است.
قول ناصح نشنود مست محبت تا بود
از دم مطرب نوایی وز صراحی غلغلی
هوش مصنوعی: عاشق مست به نصایح دیگران گوش نمیدهد، تا زمانی که صدای ساز و آواز به گوشش برسد و شراب از ظرف بریزد.
خال مشکین یاد میآرد از آن چاه ذقن
زین که روزی جادویی بودست و چاه بابلی
هوش مصنوعی: نقطه سیاه بر صورت یادآور آن چاه زیبایی است که روزگاری جادویی و افسانهای بوده و به چاههایی در بابل مرتبط میشود.
نوبهاران داشت بلبل در چمن گلبانگ عشق
حالیا دارد فغانی این نوا بهر گلی
هوش مصنوعی: بلبل در بهار، شور و شادی عشق را در چمن سر میدهد و حالا که صدای او به خاطر محبوبی است که در کنار اوست، نغمهای میخواند.