برگردان به زبان ساده
گر آن بودی که بختم نیکخواه خویشتن بودی
سرم در پای ترک کجکلاه خویشتن بودی
هوش مصنوعی: اگر در زندگیام شانس و نیکبختی میبود، به جای اینکه در برابر کسی که گرفتار او و بیکلاه است، تعظیم کنم، برپا ایستاده بودم و بر خودم تکیه میکردم.
نگشتی هرزه بر گرد چراغ دیگران هرگز
صفای خاطرم از برق آه خویشتن بودی
هوش مصنوعی: هرگز در پی جلب توجه و تأثیر دیگران نبودهای، زیرا آرامش خیالم همواره از درون خودم سرچشمه میگیرد.
کجا بر طاق ابرویش توانستی نظر کردن
اگر خونخواه چون چشم سیاه خویشتن بودی
هوش مصنوعی: کجا میتوانستی به ابروی او زل بزنی، اگر مثل چشمان سیاه خودت، طلب خون از او میکردی؟
ز خوی بد دل دیوانه در دام بلا افتاد
وگرنه تا قیامت در پناه خویشتن بودی
هوش مصنوعی: اگر انسان به خوی بد و دلمشغولیهای خود غرق شود، به مشکلات و گرفتاریها دچار میشود. در غیر این صورت، میتواند در امنیت و آرامش زندگی کند و از خود مراقبت کند.
به وصل دیگرانم دل مده ناصِح که از خوبان
مرا گر طالعی بودی ز ماه خویشتن بودی
هوش مصنوعی: به دیگران دل نبند و مرا نصیحت نکن، چون اگر سرنوشت خوبی داشتم، خودم از زیباییهای وجودت بهرهمند میشدم.
نگشتی پایمال توسنش آیینهٔ دلها
گرش یک ره نظر بر خاک راه خویشتن بودی
هوش مصنوعی: اگر توسن دلها بر روی زمین خود نظر میانداخت، دیگر از زیر پا نرفته و زیر پا نمیماند.
شهید و تشنهٔ بادام آن ترک شکرریزم
که نقل مجلسش نقل سیاه خویشتن بودی
هوش مصنوعی: شهید تشنهای که به بادام، آن ترک شیرینگوی که سخنانش فقط یادآور سخنان تلخ خود من بود.
به جرم عشق اگر بر دار کردی مستمندی را
هنوزش صد نظر بر بیگناه خویشتن بودی
هوش مصنوعی: اگر به خاطر عشق، کسی را که به شدت نیازمند است، مجازات کردی، او هنوز به خود و بیگناهیاش فکر میکند.
ازین چابکسواران گر فغانی داشتی بختی
سرش هم در رکاب پادشاه خویشتن بودی
هوش مصنوعی: اگر از این سوارکاران چابک صدایی بلند و رسایی داشتی، خوشبختیات همواره در کنار پادشاه خودت بود.